تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 11

مساهمون:

صمقدمه ١١
تجزيه و تحليل عناصر و اجزاء كتاب و تشريح مسائل گوناگون آن از حدود توانائى اين ضعيف خارج است و با قلت بضاعت علمى و قلم ناتوان خود چگونه ميتواند آن را به عهده گيرد ولى به حكم « ما لا يدرك كّله لا تيرك كله » سطرى چند در پيرامون مندرجات و موضوعات مختلف و اساسى كتاب فهرست‌وار مذكور داشته و قضاوت آن را به خود خوانندگان محقق واگذار ميكنم . او در مقدمهء كتاب اين مطلب را با بيان روشنى ثابت مىكند كه در دفاع دين اسلام از تعرض مخالفين و خرده‌گيران عصر حاضر از علم كلام فعلى كه نتيجهء افكار زياده از يك هزار سال پيش است كارى ساخته نيست و آن نميتواند برابر حملات فلسفهء جديد پايدارى نموده اعتراضات و شكوك و شبهات وارده را جواب كافى و شافى گويد و راستى نبايد هم از آن چنين انتظارى داشت چه آن براى مبارزهء با فلسفهء قديم بوجود آمده كه فرقش با فلسفهء جديد فرق زمين و آسمان است . بنابراين براى صيانت مذهب و دفاع آن از تعرض و دستبرد مخالفين يا حملات فلسفهء جديد احتياج مبرمى بكلام جديد خواهيم داشت . بعبارة ديگر عوامل و اسبابى كه در دوره‌هاى باستان علم كلام كنونى را كه بايد قديمش ناميد بوجود آورده امروز هم عوامل و اسبابى ولى بمراتب قويتر و مؤثرتر از آن فراهم آمده كه تدوين علم كلام جديدى را ايجاب مينمايد . نكتهء قابل توجه اين - است كه مؤلف دانشمند در اين علم كلام جديد بر خلاف عده‌اى از نويسندگان ديگر بر آن رفته كه بايد آن بر مبانى و اصول علم كلام قديم استوار باشد ، يعنى مبادى و اصول كلام قديم را بايد گرفت و مطابق مشرب و ذوق و سليقهء كنونى مرتب و مدون ساخت و همين نظر اين مرد بزرگ را به دو جهت كه شرح آن را در ديباچهء كتاب ملاحظه خواهيد فرمود بر آن داشته كه قبلا دست به نوشتن تاريخ مبسوط علم كلام برده و كتاب حاضر را كه تاريخ جامع علم مزبور است در دسترس طالبان اين فن بگذارد . البته منظور اساسى مؤلف از تاريخ علم كلام همانا تاريخ علم كلام عقلى است كه در مقابل فلسفهء يونان و براى مبارزهء با آن تدوين يافته است نه علم كلام نقلى كه از مجادلات فرق اسلامى با هم ظاهر شده است . چنان كه مىنويسد . حالت موجودهء مسلمانان