تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 17

مساهمون:

صمقدمه ١٧
دانشمندانى مانند نظام ، جبائى ، امام غزالى ، ابو البركات ، امام رازى و بالاخره ابن تيميه پيدا شدند كه شيرازهء فلسفه را از هم دريدند » مسأله‌اى كه در اينجا مورد توجه واقع شده و آن عامل مهم پيشرفت علم كلام بوده همانا مسئلهء حريت فكر و آزادى مذهبى دولت عباسى و بالاخره تطوّر عقلى اين دوره است كه از آن شرح جالب توجهى صحبت داشته سپس بذكر علل متوقف شدن علم مزبور كه عمدهء آن فقدان آزادى بوده است پرداخته و ميگويد با اين صورت ظهور مردان بزرگى در كلام شروع شده بود كه دفعة از طرف تاتار طوفانى سهمناك بدان شدت برخاست كه تمامى دفتر اسلام پراكنده گرديد ولى نكتهء قابل ملاحظه‌اى كه در ذيل اين بيان خاطر نشان نموده اينست كه ميگويد « از عمارت فرسودهء اشعرى آثارى باقيمانده بود و متأخرين روى آن را اندود كردند و همان امروز پرستشگاه عام قرار گرفته است « 1 » . امام غزالى و ابن رشد ميناكاريها و جواهرنگاريهائى كه ( در آن ) كرده بودند احدى را از آن حتى خبر هم نيست » شبلى در آخر ماهيت « علم كلام » را تشريح كرده و مىنويسد كه آن امروز عبارت از دو چيز است يكى اثبات عقائد اسلامى و ديگر ردّ بر فلسفه ، ملاحده و ديگر مذاهب ، در حقيقت مباحث كتاب در همينجا خاتمه يافته و از اين ببعد آنچه درج كتاب است بحث در پيرامون همين مسائل مىباشد ولى بايد دانست كه بيانات و تحقيقاتى كه در اطراف هر يك از آنها خاصه در رد بر فلسفه و ملاحده شده بقدرى مفصل و طولانى و نيز حقائق برجسته‌اى كه مكشوف و نكات بكر و تازه‌اى كه در دسترس خوانندگان گذارده شده باندازه‌اى است كه براى آن دفترى جداگانه لازمست و من فقط يك قسمت آن را راجع بردّ بر فلسفه نظر باهميت آن در اينجا بعرض ميرسانم . او در طى بيانات خودش چنين مىنويسد : حقيقت اينست كه براى متكلمين در فهم گفتار و مسلمات حكماى يونان لغزشهاى زيادى روى داده و علتش هم آنست كه حكماى اسلام مثل ابن سينا و غيره از زبان يونانى
هامش
( 1 ) - يكى از مستشرقين معروف اروپا كه در تاريخ عرب و اسلام يدى بسزا دارد ميگويد كه انحطاط مسلمانان و جامعهء اسلامى از اينجا سرچشمه گرفته و از همينجا شروع مىشود .