شد كه حاميان علم و دانش اوهام و خرافات كشيشان را دين خيال كنند و بنابراين بىهيچ تزلزل و ترديدى رأى قائم كردند كه چيزى كه مذهب و دين نام دارد بر خلاف علم و حقيقت است و همين افكار و خيالات اوليه است كه بازگشت صداى آن تا بامروز در اروپا منتشر مىباشد .
بىشبهه اگر مذهب همين باشد كه در بالا گفته شد البته آن در مقابل علم و دانش به هيچ وجه نميتواند ايستادگى كند ، ليكن اسلام از روز اول گفت كه « انتم اعلم بامور دنياكم منى » يعنى شما بامور دنياى خودتان از من واقفتريد . پر ظاهر - است كه سيانس و تمامى علوم جديده متعلق به همين دنيا مىباشد و ربطى بآخرت ندارد .
در اينجا اين نكته قابل ملاحظه است كه در اسلام هزاران فرقه پيدا شده و اختلاف بين آنها تا اين درجه بوده كه هر يك ديگرى را تكفير كرده است و اين تكفير هم محدود بمسائل مهم و اساسى نبوده بلكه روى مسائل خيلى جزئى و كوچك همديگر را كافر و زنديق خوانده و از دائرهء اسلام خارج دانستهاند .
آرى ، همه اينها واقع شده ليكن روى تحقيقات و اكتشافات علمى هيچوقت كسى را تكفير نكردهاند . قدماى مفسرين خيال ميكردند كه بارش از آسمان نازل مىشود ، به اين معنى كه در آسمان درياچهاى است و ابر از آنجا آب گرفته و بر زمين مىبارد ، آفتاب در يك چشمهاى غروب مىكند ، زمين مسطح است نه كروى ، ستارگانى كه سقوط ميكنند شعلههاى آتشين شياطين هستند ، همهء اينها را علماى تفسير روى نصوص قرآن ثابت ميدانستند ، چنان كه امام رازى تمامى اين اقوال مفسرين را در تفسير كبير نقل كرده است .
ليكن وقتى كه دورهء عباسيان فرا رسيد و فلسفه و طبيعيات رو بترقى نهاد مردم با اين عقائد و افكار جدا مخالفت ورزيدند ، با وجود اين از ميان خود جماعت مفسرين هم يك نفر اين مخالفين را كافر و منكر قرآن نگفتند . محدثين معتزله را بدين جهت كافر ميگويند كه آنها قائل به مخلوق بودن قرآن ميباشند ، ليكن از اينرو كه آنها منكر حقيقت جادو هستند آنها را كافر نمىگفتند . غرض تا حدى كه تحقيق و بازجوئى
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 11
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١١