هزاران فاكولته و آموزشگاه فلسفه در اروپا وجود دارد ولى تا اين درجه بين آنها اختلاف است كه اگر بنا شود همهء آنها را قبول نمائيم لازم مىآيد كه يك چيز را هم سفيد بدانيم و هم سياه يعنى قائل بجمع بين اضداد گرديم .
حال بايد ديد كه سائنس يعنى دانش چه ارتباطى با مذهب دارد ؟ و علاقهء بين آنها چيست ؟ بايد دانست كه سائنس چيزهائى را كه اثبات يا ابطال مىكند مذهب را ابدا سر و كارى با آنها نيست .
عناصر چقدرند ؟ ، آب از چه چيزها تركيب يافته ؟ ثقل و وزن هوا چيست ؟ ميزان حركت نور چه هست ؟ زمين داراى چند طبقه است ؟ و نظائر آن كه از مسائل دانش شمرده ميشوند . شما نگاه كنيد كه مذهب را با اينها چه سر و كار است ؟ . مذهب از مسائل و امورى كه بحث مىكند اين است كه « خدا موجود است يا نه ؟ ، بعد از مرگ حيات ديگرى وجود دارد يا ندارد ؟ خير و شر يا نيكى و بدى خود چيزى هست يا نيست ؟ ثواب و عقابى در كار هست يا نه ؟ ، شما خوب ملاحظه كنيد از ميان اين مسائل چيزى كه سائنس يعنى دانش بتواند به آن دستاندازى كند كدام است ؟ . استادان دانش اگر گفتهاند اينطور گفتهاند كه ما به اين چيزها علم نداريم ، يا اين امور از حدود مشاهده و تجربه خارج ميباشند و يا به اين امور نميتوانيم يقين حاصل كنيم ، چه ما آن مسائل را باور داريم كه از مشاهده و تجربه بتوان ثابت نمود ، ولى كوتهنظر از عدم علم ، علم بعدم ميفهمد . علماى سائنس ميگويند كه اين چيزها بر ما معلوم نيستند ؛ اشخاص كوتاه بين آن را چنين تعبير ميكنند كه اين چيزها بر ما معلوم است كه نيستند و حال اينكه فرق بين اين دو گفتار يا دو عقيده به قدر فرق بين زمين و آسمان است ! ! .
در اروپا تمامى كارها روى اصول تقسيم عمل است ، يعنى كليهء اهل فن و هنر كارهاشان تقسيم و هر فرقه و دستهاى طورى به كار خويش مشغول است كه بچيزهاى ديگر مطلقا نظر ندارد . در ميان آنها يك عده ماترياليست ( اصحاب حس ) هستند كه موضوع بحث آنها ماده است . اين جماعت در اطراف ماده مطالعات عميقه نموده و راجع به آن اسرارى بس عجيب و غريب معلوم داشتهاند و همين فرقه است كه نسبت به آنها گفته مىشود كه مذهب ، خدا
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 6
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ٦