تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 10

مساهمون:

صمقدمه ١٠
نميتوانستند عطف توجه نمايند اين است كه در احاديث پلهء روايت هميشه بر درايت سنگين‌تر است بلكه انصاف بخواهيد از درايت آن قدرى كه كار گرفته شده است با نگرفتن برابر مىباشد . اخيرا ابن خلدون وارد اين قسمت شده يعنى قواعد و اصولى برقرار كرد و شالودهء فلسفهء تاريخ را ريخت اما آن قدر وقت نكرد كه آن اصول را در تاريخ خود به كار بيندازد « 1 » . چون تاريخ در قديم اختصاص بممالك و اقوام يا اشخاص داشته يعنى آنچه در اين زمينه نوشته ميشد راجع به آنها بوده است شرحى كه تا اينجا گفته آمد مربوط به آن بوده ولى امروز فن مزبور ترقى كرده علاوه بر اقوام و اشخاص براى علوم و فنون هم تاريخ مىنويسند به اين معنى كه يك علم يا يك فن از كى ظاهر شده ، علل و اسباب ظهور يا پيدايش آن چه بوده ، چگونه مراحل تكامل را پيموده و بالاخره تحولات و تطوراتى كه در آن بمرور زمان رويداده چه بوده است همه اينها را نشان ميدهند . دكتر گوستاولوبون يكى از علماى بزرگ علم الاجتماع در يك جا ذيل بيان مبسوطى راجع به تحقيق مسائل تاريخى چقدر خوب ميگويد « مواد و اجزاء مختلفهء ترقى انسانى را بدين گونه تحقيق نمودن و هر يك از اجزاء تركيبيّهء تاريخيّهء آن را كشف كردن نظير تحقيقاتى است كه ما در علم الحيات از مدارج مختلفهء نطفه و مضغه به عمل مىآوريم ، چنان كه در علوم جديده علم بجنين اساس علم الحيات شناخته مىشود همينطور نسبت باجزاء يك تمدن طريق تحقيقى كه گفته شد روزى ميرسد كه سنگ بنياد علم تاريخ مقرر گردد » . بارى مؤلف دانشمند تاريخ علم كلام را كه كتاب حاضر باشد چنان كه در ديباچهء خودش بر كتاب شرح داده بدين روش يعنى روش انتقاد علمى تأليف نموده است . البته ميدانيد كه نوشتن چنين كتابى چون مقدمات علمى زياد لازم دارد بسيار مشكل ولى شما از مطالعهء كتاب درمىيابيد كه تا چه اندازه او از عهدهء انجام اين كار خطير بيرون آمده است .
هامش
( 1 ) تا اينجا شرحى كه در اطراف تاريخ گفته شد قسمت مهم آن اقتباس از شبلى نعمانى است