تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 143

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٤٣
و هذا سر قوله ص انما اعمالكم ترد عليكم و قوله تعالى يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا بل سر قوله تعالى كلا لو تعلمون علم اليقين لترون الجحيم اى ان الجحيم فى باطنكم فاطلبوها بعلم اليقين لترونها قبل ان تدركوها به عين اليقين بل هو سر قوله تعالى و يستعجلونك بالعذاب و ان جهنم لمحيطة بالكافرين و لم يقل انها سيحيط بل قال هى محيطة و قوله انا اعتدنا للظالمين نارا احاط بهم سرادقها و لم يقل يحيط بهم و هو معنى قول من قال ان الجنة و النار مخلوقتان فان لم تفهم المعانى كذلك فليس لك نصيب من القرآن الا فى قشوره كما ليس للبهيمة نصيب من البر الا فى قشره و هو التبن و القرآن غذاء الخلق كلهم على اختلاف اصنافهم « 1 » و لكن اغتذاءهم به على قدر درجاتهم و فى كل غذاء مخ و نخالة و تبن . اين است راز فرمايش آن حضرت ص كه ميفرمايد اينها عمل‌هاى خود شمايند كه بسوى شما برمىگردند و اشاره بدين معنى - است قول خدا كه هر كس آنچه در دنيا كرده است در اينجا يعنى در قيامت آن را مىيابد و اشاره به همين حقيقت است اين قول خدا : اگر صاحب علم اليقين باشيد هرآينه جهنم را مىبينيد ، يعنى دوزخ در كمون شماست پس آن را پيش از اينكه به چشم ببينيد بوسيلهء يقين ادراك كنيد بلكه اشاره به همين است اين قول خداى متعال كه كافران در عذاب عجله و شتاب ميكنند و حال آنكه عذاب از هر سو آنها را احاطه كرده - است و نگفت كه آينده احاطه خواهد نمود و قول او « آماده كرديم براى ستمكاران آتشى را كه سراپرده‌اش آنها را فرو گرفته است » و اين است معنى قول كسى كه گفته كه دوزخ و بهشت هر دو مخلوق و پديدار هستند و اگر تو بدين طريق پى بمعانى و نكات قرآن نبرى هرآينه از قران جز قشور نصيبى نخواهى داشت و هيچ وقت به لب آن نخواهى رسيد عينا مثل چهارپايان كه نصيب و حظشان از گندم همان پوشال و كاه است و از مغز بىبهره‌اند . آرى قران براى اصناف خلائق بمنزلهء غذاست و ليكن هر كس به قدر رتبه و مقام خودش از آن بهره برمىدارد و در هر غذائى مغز است و پوست است و پوشال .
هامش
( 1 ) پوشيده نيست كه حكماى الهى و انبياء ربانى هر دو يك مقصد را تعقيب ميكنند و فرقى كه در ميانه وجود دارد اين است كه حكما كسانى را مىتوانند تربيت كنند كه روح و دماغشان تربيت يافته باشد بر خلاف انبياء كه كافهء ناس را تربيت ميكنند كه تقريبا قسمت اعظم آنها جاهل و وحشى هستند يا بدوى و صحرانشين و به كلى دور از تربيت ميباشند و لذا اين مشكل براى انبياء پيش مىآيد كه حقائق و معارفى را بقيه در صفحه بعد