اكابر مىباشد ولى كيفيت آن اينست كه مثلا مجاهد با وجودى كه از ثقات عمده و از ائمّهء قابل استناد و اقوالش حجت مىباشد مع ذلك تفسيرش غير معتبر قرار داده شده كه مأخوذ از بنى اسرائيل است . در ميزان الاعتدال ذهبى است كه يكى از اعمش پرسيد كه چرا مخالف با تفسير مجاهد است ، در جواب گفت بدين جهت كه از اهل كتاب يعنى از يهود مأخوذ است .
مقاتل را محدثين علنا مفترى و كاذب گفتهاند در صورتى كه جرمش فقط اين بوده كه از اهل كتاب روايت مينموده است . همچنين روايات كلبى ، سدى ، ضحاك عموما غير قابل اعتبار شناخته شدهاند . چنان كه در ميزان الاعتبار ذهبى در حالات هر يك مفصلا بحث شده است .
علامه ابن خلدون در اين موضوع شرحى نهايت درجه لطيف و دقيق ذكر نموده كه ترجمهء آن اينست :
متقدمين در اسباب استيعاب نموده ليكن در تصنيفات آنها رطب و يابس مقبول و مردود همهء اينها وجود دارد و علتش هم اينست كه عربها بىكتاب و از خواندن و نوشتن محروم بودند . آنها خميرهشان بدوّيت و اميّت بوده است ، هر وقت در آنها براى دريافت چيزى شوق پيدا ميشد كه در اكثر انسانها فطرتا اين شوق هست مثل علل و اسباب پيدايش دنيا ، آغاز آفرينش ، اسرار وجود ، تودهء مردم اين مسائل را از اهل كتاب مىپرسيدند ، ليكن اهل كتاب آن زمان كه در ميان عرب موجود بودند خود بدوى و معلوماتى كه داشتند بالكل عاميانه بوده است و اين مردم بيشتر از قبيلهء حمير بوده كه يهودى شده بودند و ايشان وقتى كه اسلام آوردند باستثناى احكام شرعيّه كه در آن زياد احتياط مىنمودند در بقيهء مسائل مثل اسباب كائنات و حكايات و قصص انبياء و غيرهها در آنها همان افكار و خيالات باقى ماند كه از پيش بوده است .
كعب الاحبار ، وهب بن منبه ، عبد الله بن سلام و غيره از همين تيپ بودند . حكايات و رواياتى كه محفوظ آنها بوده تمامى آنها داخل در كتب تفسير گرديد و چون اين روايات را تماسى با مسائل و احكام شرعيه نبوده مفسرين راجع به آنها هيچ رعايت
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 146
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١٤٦