در مقابل اين اعتراضات سه فريق هستند . اشاعره معتقدند كه تمامى اين واقعات همانطور كه بيان شده بوقوع خواهد پيوست و هيچ محالى هم لازم نميآيد . شهادت دادن اعضاء ، كشيدن اعمال ، دوام شكنجه و عذاب تمام خرق عادتند و خرق عادت عموما جايز مىباشد . غير از اشاعره بقيهء فرق قائلند كه حقيقت اصلى واقعات بعد الموت خارج از حدود ادراكات ما بوده و الفاظ و عباراتى كه در بيان انها ذكر شده جز تشابيه و امثال ( براى تقريب ذهن ) چيز ديگرى نيست . ابن تيميه در حالتى كه يك نفر ظاهرى مشهور است مع هذا در رسالهء شرح حديث نزول ، بعد از يك تمهيد محققانه چنين مىنويسد :
ثم ان الله سبحانه و تعالى اخبرنا بما وعدنا به فى الدار الآخرة من النعيم و العذاب و اخبرنا بما يوكل و يشرب و ينكح و يفرش و غير ذلك فلولا معرفتنا بما يشبه ذلك فى الدنيا لم نفهم ما وعدنا به و نحن نعلم مع ذلك ان تلك الحقائق ليست مثل هذه حتى قال ابن عباس ليس فى الدنيا مما فى الجنة الا الاسماء . « 1 »
از آن پس خداى تعالى راحت و رنج موعود در آخرت را بما خبر داد و خبر داد از چيزهائى كه جزء اكل و شرب و ساير غرائز و تمايلات بشرى است ، چنانچه ما اين چيزها را كه مشابه و مماثل با چيزهاى موعود در آخرتند نديده و نشناخته بوديم هرآينه نمىتوانستيم آنها را درك كنيم مع هذا ما اين را ميدانيم كه چيزهاى موعود غير از چيزهاى دنياويند ، حتى ابن عباس ميگويد كه بين اين دو جز در لفظ هيچ جهت اشتراكى وجود ندارد .
هامش
( 1 ) اما ماهيت بهشت كه آن را خدا خود بيان نموده اين است« فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ »معنى آنكه هيچ نفسى آگاه نيست و نميداند كه چه روشنى چشم يعنى چه راحت و لذتى براى آنها در پاداش عملشان مخفى كرده شده است و نيز خود حضرت ختمى مرتبت فرموده است : « قال اللّه تعالى اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » چنانچه حقيقت بهشت عين همين بساتين و نهرهاى جارى ، اوانى طلا و نقره ، نهرهائى از عسل و شير و شراب ، ميوههاى مطبوع و لذيذ ، گلعذاران سيمين تن ، جوانان ماه طلعت باشد همه اينها مخالف با فرمودههاى خدا مىباشد چه اينها را انسان ديده و ميداند .
انسان مطابق فطرت خود چيزهائى را ميتواند بفهمد يا چيزهائى ممكن است در خاطره وى خطور كند كه آن را ديده ، يا حس كرده ، يا چشيده ، يا بو كرده و يا قوهء سامعه آن را اصغا كرده باشد .
بقيه در صفحهء بعد