تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 142

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٤٢
امام غزالى در جواهر القرآن عذاب قبر و عذاب آخرت را تشريح كرده ميگويد اخلاق رذيله‌اى كه در انسان وجود دارد همانها را به كژدم و مار تعبير نموده - است . او چنين مىنويسد :
هامش
مانده از صفحهء قبل « قرة اعين » يعنى راحت و لذتى كه در بهشت است آدمى نه آن را ديده ، نه حس كرده ، نه چشيده ، نه بو كرده و نه قوهء سامعه آن را حس كرده است . پس مطابق فطرت انسانى آن را به انسان نشان دادن از محالات مىباشد . گذشته از اين يك مشكل ديگرى هم در اينجا وجود دارد و آن اين است كه آنچه براى آدمى ذكر مىشود تمام بوسيلهء الفاظ و عباراتى است كه جزء محاورات انسانى بشمار مىآيد و سخن اينجاست چيزى را كه نه آدمى آن را ديده ، نه حس كرده ، نه چشيده و نه با قوهء سامعه حس كرده است چون در زبان انسانى لفظى براى آن پيدا نميشود لذا تعبير آن بعبارت و لفظ معبر هر كه مىخواهد باشد تصديق بايد كرد كه آن از حيز امكان خارج است . بعلاوه اشكال ديگرى كه عمده - است اينكه كيفياتى هم كه در اين عالم موجود ميباشند هيچ‌كس نميتواند آنها را براستى نشان بدهد . رنج و راحت ، غم و شادى و غيرها كيفيت هيچ‌كدام را حقا نميتوان بيان نمود مگر اينكه بلفظ ديگرى تعبير نموده و يا نظيرى براى آن بياوريم كه آن هم مثل اولى محتاج بتوضيح و بيان مىباشد و بنابراين كيفيت بهشت يا لذائذ آن را كه به « قرة اعين » تعبير شده بيان نمودن محالى است بر محال ديگر . ليكن وقتى كه انسان را بكارى ترغيب كنند و يا از كارى منعش نمايند طبعا در صدد برمىآيد كه فائده و نقصان يا سود و زيان آن را بفهمد و گرنه راغب بكارى كه به او امر شده نميشود و يا از كارى كه از آن منعش كرده‌اند ممتنع نميشود و بدين جهت هر پيغمبر بلكه هر مقنن و مصلحى ناگزير است كه آن سود و زيان را بطور تمثيل يا تشبيه نشان بدهد . آرى حقيقت و ماهيت « قرة اعين » يا كيفيت و اصليت آن را نشان دادن از محالات مىباشد و از اينجاست كه انبياء آن درجه از راحت و لذت يا رنج و المى را كه فوق آن هيچ‌وقت در مخيلهء انسانى خطور نميكند بطور جزا و سزاى اعمال بيان نموده‌اند ، اما مقصود عين چيزهائى كه ذكر شده نيست بلكه راحت و لذت و رنج و المى كه از آنها حاصل مىشود آن كيفيت را تشبيها به قرة اعين خواسته‌اند بيان كنند ، گو تشبيه مزبور تشبيهى است نهايت پست و ناچيز . نقل از تفسير مرحوم سر سيد احمد خان هندى . مترجم
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 142 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني