تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 138

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٣٨
نخست اينكه معنى ( صرهن اليك ) خرد كردن نيست و اگر ( صار يصور ) هم اين معنى داشته باشد با لفظ ( اليك ) صله آن درست درنمىآيد . دوم اينكه در ( ادعهنّ ) ضميرى كه هست مخصوص بذى روح و جانداران است و بنابراين ، معنى آيه اين مىشود كه مرغان را صدا كن و حال اينكه بنا بگفتهء مفسرين معناش اين مىشود كه اجزاء خرد شده را بخوان . اعتراضى كه قويتر از اين دوتاست اينكه اگر مقصود اين باشد كه گفته شد نيازى به چهار مرغ نبود با يك مرغ هم اين عمل صورت ميگرفت مقصود حاصل ميشد « 1 » ، چه آنچه تعلق برفع شك و ترديد دارد زنده كردنست يكى دو تا يا چهار تا را در آن چه مدخليتى است » . ؟ ابو مسلم اصفهانى با رأى تمام مفسرين مخالفت كرده و آيت را اينجور تفسير مىكند كه خدا بطور تمثيل به حضرت ابراهيم گفت كه اگر تو ( مثلا ) چهار مرغ را بگيرى پروبالشان را كنده خرد كنى و بعد بهم مخلوط نموده و هر قسمتش را روى كوهى نهاده ، آن وقت صداشان كنى فورا ارواح آنها دويده هر يك داخل بدن خود شده و به طرف تو ميشتابند . مثال ( 4 ) در قرآن مجيد است :
وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ
. ما كوهها را مسخر داود كرديم كه با او مشغول تسبيح ميشدند و پرندگان را نيز . ملاحده را بر آن اعتراض بوده است كه كوه كه جمادى بيش نيست چگونه ميتواند تسبيح كند . اشاعره ميگويند كه جماد بودن منافى با تكلم و گويائى نيست . جبال و غيره هم مىتوانند سخن گويند . چنان كه امام رازى در تفسير اين آيه موافق مشرب و مذاق اشاعره همين جواب را داده است ، ليكن معتزله عموما و بعضى از ارباب نظر آيه را اينطور تفسير نكرده بلكه ميگويند كه تسبيح جبال در اينجا همانند - است با اينكه خدا در مورد ديگر فرموده :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ »
معنى
هامش
( 1 ) بقول بعضى از فضلاى معاصر بهتر از همه اين بود بقبرستان رفته مرده‌اى را از خدا بخواهد كه زنده شده از قبر بيرون بيايد و يك مرغ بىگناهى هم كشته نشود . ( مترجم )