موسى است از لحاظ اسلوب و طرز كلام بايد بجاى « رسول » بگويد من از « شما » پيروى كرده بودم ، ليكن در موقع خطاب بامرا و سلاطين معمول است بدينسان تكلم ميكنند ، چنان كه در دربار عباسيان خلفا را بجاى « شما » بلفظ امير المؤمنين خطاب ميكردند .
اين قول ابو مسلم گرچه مخالف با گفتهء تمام مفسرين است ، ليكن امام رازى آن را در تفسير كبير بر ساير اقوال ترجيح داده و وجوهى هم در رجحان آن ذكر كرده كه ما آنها را نظر بضيق مكان از قلم مىاندازيم .
مثال ( 3 ) در قرآن مجيد است :
قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
.
خدا گفت چهار پرنده را بگير ، بعد ( گوشت ) آنها را خرد كرده بهم بياميز سپس بالاى هر كوهى يك حصهء آن را بگذار ، آن وقت آنها را بخوان همگى به طرف تو خواهند شتافت .
و اين هنگامى است كه حضرت ابراهيم كيفيت زنده كردن مردگان را از خدا پرسيده و خطاب آمده كه آيا به اين امر يقين ندارى ؟ در جواب گفته چرا ، ليكن براى مزيد اطمينان ميخواهم آن را به من بنمائى ، آن وقت خدا اين دستور را به او داده است . اكثر مفسرين اين آيات را همينطور نقل كرده و گفتهاند كه پرندگان مزبور را ابراهيم واقعا خرد كرده و پراكندهشان نمود و بعد آنها زنده شدند ، ليكن ابو مسلم به آن اعتراضات عديده نموده است :
هامش
مانده از صفحه قبل يافته بود آنها از حضرت موسى خواستند صورت آلهاى بر ايشان درست كند ، او تهديدشان نموده و از اين خيال بازشان داشت ، ولى زمانى كه بكوه طور رفت چون از هارون ترس و واهمهاى نداشتند به اين كار پرداختند . توضيح اينكه مصريان رب النوع يا نيمه خدائى داشتند موسوم به « نيوس » كه به شكل گوساله بوده است و لذا گوسالهاى به همان شكل سامرى براى آنها ساخت ولى در ساخت آن مهارتى بخرج داده و تركيبى در آن به كار برده بود كه از آن صدا خارج ميشده - است . ملاحظه كنيد كه يك موضوع به اين سادگى را مفسرين ما چگونه آن را بغرنج كرده و امرى عجيب و غريب نشان دادهاند . طالبين رجوع كنند به شرح مبسوطى كه در اين باب در تفسير سر سيد احمد خان قائد بزرگ هند مسطور است . مترجم