تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 136

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١٣٦
مشتبه شده و ندانستند اصل قضيه چيست « 1 » . مثال ( 2 ) در قرآن مجيد وارد است كه وقتى كه حضرت موسى از سامرى سر ساختن گوساله بازخواست نمود او در جواب گفت « فقبضت قبضة من اثر الرسول » در تفسير آن عموم مفسّرين مىنويسند كه سامرى جبرئيل را سوار بر اسبى ديده در همان آن مشت خاكى از زير سم اسب وى بر گرفته بود و او از آن خاك در گوساله ريخته فورا آن گوساله به زبان آمده بناى صدا دادن را گذاشت و مخصوصا اين قضيه را عامّهء مفسرين نوشته و همان را معنى آيت قرار داده و ميگويند كه اين از اثر خاك مزبور بوده است . ليكن ابو مسلم اصفهانى آيه را اينطور معنى كرده و ميگويد كه در عرب محاوره است كه « الرجل يقفو اثر فلان و يقبض اثره » و اين الفاظ در موقع اتباع و پيروى استعمال مىشود و از رسول هم مراد حضرت موسى است . بنابراين معنى آيه اين مىشود كه سامرى گفت من از موسى متابعت و پيروى نموده و مذهبش را حق دانسته بودم ولى ظاهر شد كه آن باطل بوده و لذا آن را انداختم يعنى واگذارده و ترك گفتم « 2 » . در اينجا تنها اين شبهه باقى ميماند كه سامرى چون خطابش به حضرت
هامش
( 1 ) يكى از محققين عصر حاضر شرحى مفصل و مبسوط در اين باب نوشته علاوه بر منابع مذهبى از اسناد تاريخى هم ثابت مىكند كه حضرت عيسى هرگز بر صليب جان نداده بلكه بعد از فرود آوردن او از دار بدست شاگردان و پيروان او زخمش بهبود يافته بالاخره به طرف خليج فارس و افغان و هند كوچيده در آخر بكشمير رفت و در آنجا سالها بامر رسالت ميپرداخته و همانجا هم وفات يافته - است . رجوع شود بكتاب دعوة الامير از صفحه 70 تا 74 ( مترجم ) ( 2 ) بايد دانست كه در قرآن مجيد حتى يك لفظ هم وجود ندارد كه دلالت كند كه گوسالهء مزبور درست مانند گوسالهء طبيعى و خدا داد صدا ميكرده است بلكه همينقدر ظاهر مىشود كه آن گوساله را سامرى طورى درست كرده بود كه از جوف آن صدائى درمىآمد و اين هيچ غرابتى ندارد ، چه امروز هم يك صنعتگر هزاران صورت از جانور ميسازد كه حركت دارد ، به هوا ميپرد ، راه ميرود و صدا ميدهد . سامرى هم شكل گوساله را طورى ساخته بود كه از آن صدا در مىآمد . چنان كه بيشتر مفسرين معتزله نوشته‌اند كه او گوساله را مجوف ساخته و نىهائى در جوفش به كار برده بود كه از آن صدائى شبيه صداى گوساله خارج ميشد ، حتى بعضى از علماى معتزله نوشته‌اند كه گوساله را مجوف درست كرده و در موضعى كه آن را نصب كرده بود زير آن يكى را جا داده كه در گوساله طورى ميدميده كه كسى ملتفت آن نمىشد ولى صدا را ميشنيده است . اصل قضيه اين است كه بنى اسرائيل از أقامت طولانى در مصر خيال بت‌پرستى در آنها رسوخ بقيه در صفحه بعد
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 136 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني