2 - امورى از اين رقم اكثر ديده ميشوند كه آن مبنى بر اوهامپرستى است مثل اثر جادو ، پيوستن شيطان بآدمى .
3 - بسيارى از مطالبند كه بر خلاف تحقيقات علمى ميباشند ، از قبيل فرو رفتن آفتاب « 1 » در چشمه ، آفريدن « 2 » دنيا در شش روز ، نزول « 3 » و آمدن آب از آسمان ، تكوين « 4 » يا پديد آمدن نطفه از بين سينه و پشت و غيره و غيره .
در جواب اين اعتراضات فرق مختلف متكلمين طرق مختلف اختيار كردهاند .
اشاعره وقوع اين واقعات را در قرآن مجيد مسلم انگاشته و بعد آنها را جواب ميگويند .
قدماى متكلمين اكثر واقعات را انكار ميكنند و ميگويند كه منكرين ، قرآن مجيد را غلط تعبير و تفسير كردهاند . ما اينك چند اعتراض را جهة نمونه با جوابهائى كه داده شده ذكر ميكنيم :
مثال ( 1 ) در قرآن مجيد راجع به حضرت عيسى مذكور است :
« وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ »
معنى اين آيت را مفسّرين بطور عموم چنين مىنويسند كه حضرت عيسى مقتول و مصلوب نشد بلكه خدا ديگرى را به صورت او درآورد و مردم او را عيسى شناخته و بدارش آويختند . بر اين بيان اعتراضاتى چند وارد كردهاند :
1 - اگر صور اشخاص بنا شود بدينسان و به اين آسانى تبديل پيدا كند نسبت به هيچ شخصى نمىتوان اطمينان پيدا نمود كه او همان شخص است كه بوده يا شخص ديگر .
2 - اگر خدا ميخواسته حضرت عيسى را حفظ كند ميتوانست همينطور حفظ كند ديگر چه احتياجى داشت كه يك بىگناهى را بدينسان بدار بياويزاند ؟
هامش
( 1 )حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍالخ ( سورهء كهف آيه 85 )
( 2 )إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ( اعراف آيهء 53 )
( 3 )الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءًالخ ( بقره 21 )
( 4 )خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ . يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ( سوره طارق 7 و 8 )