اما افكارى كه واقعا از افكار يونانيان بوده ، براى متكلمين راجع به آنها اين اشتباه رخ داده كه همهء آنها را مخالف اسلام خيال كردهاند در صورتى كه آنها را نفيا و اثباتا ارتباطى با مذهب نبوده است ، يعنى در ثبوت يا نفى آنها ضررى به اسلام نميرسيده است و اينك ما بطور مثال چند مسأله را در اينجا ذكر ميكنيم :
مذهب حكما / مذهب متكلمين ( اشاعره ) وجود در تمامى موجودات مشترك است / نيست ، بلكه وجود هر موجودى مساوى با او و عين اوست .
وجود خدا عين ماهيت او است و وجود ممكن خارج از ماهيت او . / وجود در واجب و ممكن هر دو عين است
اشياء علاوه بر وجود عينى در ذهن هم وجود دارند . / وجود ذهنى را انكار ميكنند .
وجوب ، امتناع ، امكان از امور اعتبارى هستند . / امور خارجى ميباشند .
علت احتياج ممكن امكان است . / امكان نيست ، بلكه حدوث خارجى است قيام عرض بعرض جائز است . / عرض بعرض نميتواند قائم باشد
اعراض باقى ميمانند . / باقى نيستند بلكه همواره در تبدل و تجدد ميباشند
عدد ، مقدار ، زمان وجود دارند / هيچيك از آنها وجود ندارد .
خلأ محال است . / ممكن است .
جزء لايتجزا وجود ندارد . / دارد و تمام اجسام مركب از آنهاست .
جسم مركب از هيولى و صورت است . / هيولى خود چيزى نيست .
از اين رقم مسائل زيادى هستند كه تفصيل آنها با دلائل و براهين در شرح مواقف مذكور ميباشند . اين مسائل را متكلمين بسانى كه بمذهب اسلام ربط داده بودند اينك ما آن را در ضمن يك مثال بيان مينمائيم . مذهب حكما اينست كه جسم واحدى است متصل و مركب از هيولى و صورت است . متكلمين ميگويند كه جسم
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 130
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١٣٠