منزل من اللّه دانست . اين نكته جالب توجه است كه علماء سلف خلاف عقل بودن يك سخن را دليل بر اين قرار ميدادند كه آن نميشود از طرف خدا باشد اما امروز . . . ! !
در رد بر فلسفه آنچه كه تعلق بعلم كلام دارد همينقدر بود كه مسائلى كه مخالف مذهب اسلامند آن مسائل را باطل سازد ، ليكن متكلمين به اين قدر اكتفا نكردند ، بلكه بطور عام اغلاط و اشتباهات فلسفهء يونان را ثابت نمودند و جهتش هم اين بود كه وقتى كه فلسفهء يونان ترجمه شد استقبال شايانى از آن به عمل آمد و مردم با نهايت علاقهمندى و شيفتگى به آن گرويدند و اين حسن استقبال و گرويدگى اثرى كه بخشيد اين بود كه مردم در تمام مسائل آن از روى حسن ظن و خوشباورى نظر انداخته و حتى ضعيفترين مسائل آن را هم قوى و قطعى ميپنداشتند . متكلمين وقتى كه آن مسائل خاص را باطل نشان ميدادند براى آنهائى كه معتقد و گرويده بودند اين خيال پيدا ميشد كه علمى كه همه مسائل آن درست و صحيحند چگونه ممكنست مسائلى كه مخالف اسلامند ضعيف و ناصحيح باشند .
روى اين ضرورت ، متكلمين در فلسفه بطور عام نظر انداخته و هزاران مسأله را غلط و بىپا ثابت كردند . قدماى متكلمين به قدر ضرورت اكتفا نموده ليكن متأخرين خصوصا امام رازى كه شيرازهء فلسفه را از هم دريده و تاروپود آن را بر باد داد . اين حصهء علم كلام اگر تفكيك و مجزا شود خود در حقيقت يك فلسفهء مستقل و جداگانهاى خواهد بود و اگر فرصت مساعدت كند من راجع بان كتاب مستقلى خواهم نوشت ، ليكن اين قسمت داخل در علم كلام نيست .
حقيقت امر اينست كه براى متكلمين در فهميدن مسلمات و افكار حكماى يونان لغزشهاى زيادى رويداده است و علتش هم اين است كه حكماى اسلام مثل ابن سينا و غيره از زبان يونانى واقف نبودند و دار و مدار آنها كليتا روى تراجمى بود كه حنين و اسحاق كرده بودند و اين لغزش بيشتر براى ابن سينا پيدا شده چنان كه علامه ابن رشد در تهافة در اكثر موارد آن را صراحتا گوشزد نموده است . روى غلطى غلطى كه شده اينست كه ابن سينا از حيث شارح ارسطو بودن چنان شهرتى حاصل
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 126
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١٢٦