و ابن رشد ميناكاريها و جواهرنگاريهائى كه كرده بودند احدى را از آن حتى خبر هم نيست .
يك علت عمدهء ناقص ماندن علم كلام اين بود كه كسى نميتوانست افكارش را آزادانه ظاهر سازد . از حريت فكر و آزاديخواهى دولت عباسى كه در بالا سخن گفتيم بايد دانست كه اين حريت و آزادى محدود به همان حكومت و حكمرانان وقت بوده است .
توده و عوام مردم در هر زمان حالشان اين بوده كه اگر كسى خارج از فهم آنها سخنى ميگفت يا فكرى اظهار ميداشت دشمن جانى او ميشدند . از حمايت و جلوگيرى دولت نتيجهاى كه ممكن بود گرفته شود همينقدر بود كه جان طرف از خطر محفوظ ميماند ، اما تنها اين قدر كافى نبود ، چه طبقهء عوام هر كه را ميخواست ميتوانست مردود عام كند ، دشنام دهد و ناسزا گويد و راحت و آسايش را از طرف سلب نمايد و بدتر از همه آفتى كه بوده است اينكه فقهاى قشرى هم با عوام همدست شده از دادن فتواى كفر زندگى را بر انسان حرام و تحملناپذير ميكردند . امام غزالى ، آمدى ، رازى ، ابن رشد ، شهرستانى و بالاخره ابن تيميه شما در سابق در شرح حالاتشان ديديد كه يكى هم از حملات فتاواى فقها نتوانست محفوظ ماند و حال آنكه اين بزرگان خيلى كم از آزادى كار گرفته و آنچه ميگفتند با لفاف و در پرده گفته و چندين پهلو را ملاحظه ميكردند .
شما كتابهاى امام غزالى را برداريد بخوانيد صاف ديده مىشود كه اين مرد هزاران حرف در دل نهفته دارد و يكى را هم نميتواند به زبان بياورد . در جواهر القرآن مىنويسد كه من در بعضى كتابها عقائد شخصى يا حقايقى را ظاهر ساختهام ولى بعد قسم مىدهد كه اين كتب را غير از خواص و كسانى كه اهلند نگذاريد بدست ديگرى بيفتد . ما اين گونه تصريحات امام مشار اليه و ساير بزرگان را در حصهء ديگر كتاب نقل خواهيم كرد .
از همين عوامل و اسباب بود كه افكار و عقائد اصلى ائمهء فن يا هيچ ظاهر شده
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 123
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١٢٣