فرقه بهر طور و بهر وسيله ميخواست ميتوانست عقائد و افكار خود را انتشار دهد .
در زمان خليفه منصور و اصل بن عطا معتزلى مشهور از طرف خود به تمام بلاد اسلامى نقيب و سفير فرستاد ، چنان كه عبد الله بن حارث را به طرف مغرب ، حفص بن سالم را بخراسان ، قاسم را به يمن ، ايوب را بجزيره ، حسن بن زكوان را بكوفه ، عثمان بن طويل را به طرف ارمنيه روانه داشت و اين نمايندگان در هر جا با نهايت آزادى افكارشان را اشاعت داده و با مخالفين خود مناظره ميكردند « 1 » .
در دربار عباسيه مانوى ، يهودى ، عيسائى و بالاخره علماى هر ملت و هر فرقه موجود بودند ، مخصوصا در دربار مجالس مناظره منعقد ميشده و اكثر اوقات خليفهء وقت خود يك فريق مناظره قرار ميگرفت ، مع هذا اهل جلسه با نهايت آزادى ، بيباكى و دليرى افكار خود را ظاهر ميساختند و هيچ پروا نميكردند كه خليفه داراى چه مذهب و عقيده است .
در مائهء سوم شخصى معروف به ابن الراوندى متوفى بسال 345 هجرى گذشته كه نامش احمد بن يحيى است ، اين مرد در فضل و كمال مشهور بود ، چنان كه ابن خلكان نام او را بلقب « العالم الشهير » ياد كرده و مىنويسد كه عدهء تأليفات او يكصد و چهارده است .
معلوم نيست كه او بچه سبب ملحد شده و در مخالفت اسلام كتب زياد نوشته است .
در يك كتاب موسوم به « كتاب التاج » تمام موحدين را رد كرده و نيز كتابى در رد بر قرآن نوشته است كه نام آن فريد مىباشد ، او به تمام انبياء اعتراضات نموده است ، در تفسير كبير بعضى از آن اعتراضات نقل شده است و سخن اينجاست كه با وجود تمام اين نالايقىها و تبهكاريها نه او را كسى قتل كرد و نه سزا داده شد و نه اخراج از بلد گرديد ، فقط اقدامى كه در اين باب شد اين بود كه بر كتابهاى ملحدانهء او علما رد نوشتند و تمام اعتراضات او را از هم دريدند .
از اين بالاتر چه مثالى ميتوان براى آزادى و آزاديخواهى آورد . اروپائيان مسلمانان را بتعصب و كوتهنظرى الزام ميكنند و هيچ آن زمانهشان را بخاطر
هامش
( 1 ) ملل و نحل مرتضى صفحهء 19 ( مؤلف )