در جاى ديگر مىنويسد :
و هو طريق اخذه ابن سينا من المتكلمين . « 1 »
و آن طريقهاى است كه ابن سينا از متكلمين اخذ كرده است .
احسان علم كلام
اين احسان علم كلام هميشه يادگار خواهد ماند كه از بركت آن از غلامى يونانيان خلاصى حاصل شد . فلسفهء يونان تا اين درجه رواج و قبولى عام حاصل كرده بود كه مسائل آن بطور وحى تلقى شده و در مقابل آن سر تسليم خم ميشد . مسلمانان هم فلسفهء آنها را به همين نظر ديده و ارسطو و افلاطون را رب النوع و نيمه خداى دانش تصور مينمودند . از فارابى كسى پرسيد كه شما با ارسطو چه فرق داريد . در جواب گفت اگر در زمان ارسطو بودم يكى از شاگردان لايق او بشمار مىآمدم . بو على سينا در كتاب شفا در يك موقع ضمنى مىنويسد كه اينهمه مدت متمادى گذشته ليكن نقطهاى هم بر تحقيقات ارسطو اضافه نشده است .
اين حلقه بگوشى يونانيان تا وقتى باقى بود كه علماى كلام فلسفه را به نظر انتقاد و خردهگيرى نديده بودند . اول از همه نظام بر كتاب الطبائع ارسطو رد نوشت و بعد جبائى در رد كتاب كون و فساد ارسطو يك كتاب تأليف نمود و اين فكر يا مشرب و مذاق يكنواخت در ترقى و توسعه و بسط بوده تا اينكه امام غزالى تهافة الفلاسفة نوشت و ابو البركات در كتاب المعتبر غلطى و بطلان بسيارى از مسائل فلسفه را ثابت نمود . امام رازى روى آن دفترها فراهم كرد . علامه ابن تيميه در رد بر فلسفهء تنها كتابى در چهار جلد نوشت و اين تصنيفات اگر چه براى مقصودى كه نوشته شده بودند ( يعنى علم كلام ) آنها را با آن هيچ علاقه و ارتباطى نبوده است ، ليكن از دولت آن رعب فلسفه از دلها برداشته شد و اهل نظر براى انتقاد فلسفه آماده شدند و بطلان و بىپا بودن هزاران مسأله فاش و بر ملا گرديد .
اكثر اروپائيان نوشتهاند كه مسلمانان از ارسطو كوركورانه تقليد ميكردند
هامش
( 1 ) تهافة صفحهء 174 ( مؤلف )