به قدم نفس است ، شيخ بر بطلان آن دلائل عديده اقامه كرده است . ارسطو و غيره مقولات عشره قائلند و شيخ همهء اينها را امور اعتبارى ميداند .
اگر چه از اين رقم مسائل خيلى زيادند ليكن تفصيل آنها اينجا جاش نيست .
و منظور ما در اين موقع فقط بحث از الهيات اين مرد است كه مؤثر در علم كلام مىباشد .
شيخ در الهيات زيادتر تقليد از ابو على سينا كرده و يا با ابو على سينا توارد كلام شده است ليكن در موضوع وحى و الهام و رؤيت ملائكه او داراى مذهبى است خاص كه شرح آن از اين قرار است .
شيخ قائل به چندين قسم وجود است كه از جمله يكى وجود مثالى مىباشد و وحى و الهام و امثال آن تماما از مظاهر همين وجود مثالى هستند . او چنين مىنويسد :
و ما يتلقى الانبياء و الاولياء و غيرهم من المغيبات فانها قد ترد عليهم فى اسطر مكتوبة و قد ترد بسماع صوت قد يكون لذيذا و قد يكون هايلا و قد يشاهدون صور الكائنات و قد يرون صورا حسنة انسانية تخاطبهم فى غاية الحسن فتناجيهم بالغيب .
آنچه از مغيبات به انبياء و اوليا و غير اينها القا مىشود چند صورت دارد ، بدين ترتيب كه آن گاهى سطوريست نوشته شده و گاهى هم آوازهاى شيرين يا مهيب بسمع آنها ميرسد ، در يك هنگام صور موجودات به نظر مىآيند و هنگام ديگر صور حسنهء انسانى مىبينند كه با آنها از غيب سخن ميگويند .
غرض او قضاياى چندى از اين قبيل ذكر كرده و مىنويسد :
كلها مثل قائمة و كذا الروائح و غيرها .
تمامى اينها صورى هستند مثالى كه بذات خود قائمند و چيزهاى خوشبو و غير آن هم همين حال را دارند .
جاى بسى تعجب است كه همين افكار به نظر يكى كفر و در نزد ديگرى حقائق و اسرارند . در محفل حضرات صوفيه رتبه و مقامى كه شيخ دارد معلوم است چيست و علامه ابن تيميه و غيره نسبت به اين مرد تصوراتى كه ميكنند قابل اظهار نيست ! !
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 116
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١١٦