تأمل داشتم ولى ايشان با كمال بساطت و بىتكلفى كه مخصوص ارباب دانش و كمال - است فرمود چون ميخواهم بيشتر با هم مأنوس باشيم اگر مايل نيستيد كه مهمان ما باشيد غذائى را هم كه براى خود تهيه ميكنيد ميتوانيد بياوريد ، با هم شركت ميكنيم در صورتى كه غذاى آن وقت من بسيار ساده و ناچيز برعكس ايشان آشپز مخصوص داشتند كه بهترين و مطبوعترين خوراكها را براى ايشان تهيه مينمود .
بارى چون ميل داشتم كه در اوقات اقامت استاد بزرگوار در بمبئى حد اكثر استفاده را از محضر ايشان كرده باشم دعوت مزبور را پذيرفته و اين سبب شد كه بيشتر اوقاتى كه فراغت داشتند خوشهچين خرمن ايشان بوده سؤالات و استفتائاتى كه در هر موضوع داشتم بحضور ايشان عرضه مىداشتم و جواب كافى و شافى كامل مىدادند و گاهى هم مرا در اطاق تحرير مىپذيرفت .
توضيح اينكه اين مرد در تمام اسفارش كتاب خانهء سيّارى همراه داشت كه بعد از ورود بمحلّى كه مقصد بود اول اطاق تحريرش را مرتب ميكرد و مطابق معمول روزانهء خود در حضر در سفر هم روزى چهار ساعت در اطاق تحرير مىنشست و بتأليف و تصنيف ميپرداخت . او اين برنامه را معلوم شد از هنگام ورود بشغل نويسندگى تغيير نداده است .
چه آنكه يك وقت پرسيدم با روزى چهار ساعت كار چگونه توانستهاند اينهمه آثار و تأليفات زياد از خود باقى بگذارند ؟ در جواب همينقدر فرمود « عامل عمدهء پيشرفت در يك كار ادامه و انضباط است نه زياد كار كردن و فرسودن » و من چون شرح ملاقاتم را با شبلى نعمانى در جاى ديگر نوشتهام در اينجا بهمينقدر اكتفا ميكنم .
بالجمله اين بنده بعد از حركت استاد بزرگوار تا مدتى در بمبئى به كارم ادامه داده و مشغول مطالعات بودم تا اينكه اتفاق افتاد بيكى از ايالات مركزى هند موسوم به ايندور براى يك كار آموزشى دعوت شدم . بدى آب و هوا و گرانى زندگى سبب شد كه بمبئى را ترك گفته و به آن ديار رهسپار گرديدم و پس از چندى بمعلمى زبان و ادبيات فارسى وارد يكى از كالجهاى آنجا شده و مدت چهار سال در آن كالج معلم بودم .
ايامى كه علاوه بر معلمى كالج سرگرم مطالعات جديده بودم و در گردآورى
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 5
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صمقدمه ٥