تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 3

مساهمون:

صمقدمه ٣
و يك مدت هم در اشاعت و انتشار اسلام و دفاع آن از تعرض و حملات مخالفين با قلم و زبان جدا مشغول كار بودند تا آنكه بواسطهء پيش آمد چندى بحيدرآباد رفتند و در آنجا بمعلمى زبان و ادبيات فارسى وارد نظام كالج شده و مشغول تدريس گرديدند . انجمن از اين وقت بلا متصدى مانده و لذا از هيئت علميهء نجف كه در آن وقت بواسطهء مبارزهء با استبداد و اعلاء كلمهء مشروطيت در حقيقت مركز سياست قرار گرفته بود و مهام امور ايران و ايرانيان در آنجا حل و عقد مىشد تقاضاى يك نفر مدير براى آن انجمن شده و آن هيئت بموجب شرحى كه از مرحوم آية اللّه آخوند ملا كاظم خراسانى و نيز مرحوم آية الله شيخ عبد الله مازندرانى و غيره در دست است اين ضعيف را بدين سمت تعيين نمودند و چون از مدتى شائق مسافرت بخارج براى مطالعات جديده بودم اين پيش آمد را مغتنم شمرده در تاريخ فوق از نجف ببغداد حركت نموده و از آنجا با شوق وافرى روانهء بمبئى گرديدم ، بعد از وارد شدن به آن شهر زيبا ورودم را بآقاى داعى الاسلام در حيدرآباد تلگرافا خبر دادم . بنده را در جواب به حيدرآباد دعوت نمودند ، به آنجا حركت كردم ، ايامى چند از مهمان‌نوازى و پذيرائى گرم معظم له برخوردار و در ضمن بتهيهء مقدمات كار ، آرى كارى كه به عهده گرفته بودم مشغول ، پس از آن بمعيت همكار محترم ببمبئى برگشتم و ايشان بعد از تحويل دادن انجمن و بذل رهنمائىهاى لازم ، خود بحيدرآباد مراجعت فرمود و من از آن وقت جدا به كار و انجام وظائفى كه داشتم پرداختم و خلاصه تا يك مدت با مساعدت و همراهى آقاى سيد محمد على داعى الاسلام كه كمال تشكر را از ايشان دارم در شهر بمبئى بدعوت و تبليغ و ايراد نطق و خطابه در مجامع و انجمنهاى
هامش
مانده از صفحهء قبل است . نظر باينكه مناظره كنندگان همه ورزيده و آشنا باصول مناظره و نيز مقيد بقوانين و مقررات مربوطهء بانجمن ميباشند با حسن انتظامى كه در مجلس حكمفرماست بايد بگويم كه آن يكى از بهترين مجالس فرهنگى شمرده شده حضار در هر رشته معلومات و اطلاعات تازه‌اى بدست مىآورند كه در كمتر مجالس فرهنگى يا مذهبى نظير آن پيدا مىشود ، چه در طى مناظره و گفتگو در مسائل مذهبى و علمى و تاريخى حتى ادبى نكات و دقايق عمده و نيز اسرار سربسته‌اى از پرده بيرون مىآيد كه بسيار جالب توجه است . من در آخر اين را اضافه ميكنم بطورى كه خود ديده و مشاهده كرده‌ام ميتوانم بجرأت بگويم كه عقايد مذهبى مردم بلادى كه آزادى مذهبى دارند و نيز پابندى آنها به احكام مذهبى خود نسبت بمردم بلادى كه از آزادى مذهبى محرومند بمراتب محكمتر و بيشتر مىباشد .