اگر چه اين از تمام تواريخ نيز ثابت است كه صلاح الدين حكم قتل او را داد ، ولى آن بعقيدهء ما بواسطهء برآشفتگى و رشك و حسد علما نبود بلكه او يعنى سلطان در حقيقت شيخ را گمراه خيال مينمود .
امروز تصانيف شيخ اشراق موجودند ، شما برداريد نگاه كنيد كه در آنها هزاران سخن درج است كه هر يك در نزد فقها موجب ضلالت و كفر مىباشد . در حكمة الاشراق زردشت و غيره را پيغمبر نوشته و حكماى يونان را از مقربان بارگاه الهى شمرده است . براى اثبات كفر ( پيش فقها ) از اين بالاتر چه ميخواهيد باشد .
شيخ در فلسفه كتابهاى زيادى نوشته كه اكثر مطابق با فلسفهء ارسطو است و در اين ميانه يك كتاب را كه حكمة الاشراق باشد بر مشرب و مذاق خودش تأليف نموده است .
بايد دانست كه انتقاد و نكتهچينى بر مسائل حكماى يونان از زمان قدماى متكلمين شروع شده و امام غزالى و رازى آن را بسط و توسعهاى بسزا دادند ، ليكن شيخ اشراق در اين باب امتياز خاصى دارد و آن اينست كه نظر امام غزالى و غيره ردّ و قدح صرف بوده و خود بانى فلسفهاى نبودند ، بر خلاف شيخ كه خود فلسفهء خاصى مرتب و مدوّن نموده و نام آن را فلسفهء اشراق گذاشت . در اين فلسفه او اكثر مسائل ارسطو را غلط ثابت نموده و بعد مذهب خويش را بيان و دلائلى بر آن اقامه كرده و در خاتمهء كتاب تصريح مىكند كه اين مسائل را خدا به من الهام كرده است . بعلاوه در منطق هم تصرفات كرده بعضى مسائل را غلط ثابت نموده و بعضى ديگر را هم ترميم و اصلاح كرده است كه ما بعضى از آنها را براى خوانندگان در اينجا نقل ميكنيم :
در منطق براى معرفى اشياء طريقهاى كه معمول است اينكه وقتى كه ميخواهند چيزى را به حد و حقيقت يا باصطلاح حد تام تعريف كنند دو گونه ذاتيات يا اوصاف آن چيز را ذكر ميكنند كه يكى از آنها عام يعنى در چيزهاى ديگر هم يافت مىشود ، مثل حساس يا متحرك بالاراده بودن كه غير از انسان در ساير جانوران هم وجود دارد و آن ديگر خاص و مختص مىباشد ، مثل صفت نطق كه سواى آدمى در هيچ حيوانى
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 114
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١١٤