تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 115

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ١١٥
پيدا نميشود ، از اين دو گونه اجزاء مجموعه‌اى كه فراهم مىشود همان حد و حقيقت شيء مىباشد و اجزاء را جنس و فصل گويند . در نزد شيخ اشراق اين طريقه صحيح نيست . او ميگويد جز وى كه بدينسان خاص و اختصاصى است كه جز در ماهيت مورد بحث در هيچ چيز يافت نميشود مخاطب از كجا و چگونه به آن علم داشته باشد ، ماهيت مزبور كه هنوز بر مخاطب معلوم نشده و سواى اين ماهيت هم در جائى از آن اثرى نيست و در هيچ جا وجود ندارد . مثلا اسب را در منطق به « حيوان صاهل » تعريف ميكنند و معناى صاهل شيهه كردن است كه در عربى صهيل خوانند و شيهه آواز خاصى است كه به اسب اختصاص دارد . حال فرض كنيد كه يكى ماهيت اسب را نميداند ، نه از پيش او را ديده و نه آوازش را شنيده - است . اكنون اگر به او گفته شود كه اسب حيوانيست كه شيهه مىكند چگونه اين آدم ميتواند مفهوم شيهه كردن را درك كند ؟ و بنابراين ، طريقهء معرفى يك چيز بزعم شيخ اشراق اينست كه تمام ذاتيات يا اوصاف آن ذكر شود ، ذاتيات و اوصافى كه اگر چه هر كدام جداگانه در ديگران هم يافت ميشده ليكن مجموعهء آنها را نشود در چيز ديگرى پيدا كرد . موجهات كه براى آن اقسام زيادى قرار داده‌اند شيخ با آن هم مخالف است و ميگويد كه اصل جهت همان وجوب است و بقيه يعنى امكان و امتناع جزء محمول مىباشد . مثلا وقتى كه ميگوئيم كه انسان كاتب بالامكان است ، پس امكان كتابت ضرورى مىباشد يعنى ممكن الكتابة بودن انسان ضرورى و لا بدى است ، بنابراين ممكنه هم در حقيقت موجبه است . در بسيارى از مسائل مختلفه شيخ با ارسطو اختلاف دارد . مثلا ارسطو قائل به هيولى است ، شيخ هيولى را باطل نموده است . ارسطو و غيره وجود ممكنات را زائد از ماهيت ميدانند در صورتى كه شيخ قائل به عينيّت است . ارسطو و ديگران قائل بعقول عشره‌اند و نزد شيخ ، عقول محدود به ده تا نيست بلكه هزارها و كرورها عقل وجود دارد به اين معنى كه رب النوع هر چيز خود يك عقل است . افلاطون قائل
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 115 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني