متقدمين و متأخرين مىباشد . او منقول را با معقول سازش داد و بقدرى هم خوب سازش داد كه هيچكدام از اين دو به هيچوجه مزاحم آن ديگر يا فشار بر آن نبوده - است . امروز اگر كاخ علم كلام جديد بنياد گزارده شود مىتوان آن را روى همان افكار و خيالات بنياد نهاد و بنابراين در حصهء ديگر كتاب يعنى علم كلام جديد افكار او را مخصوصا خواهيم برشتهء تحرير درآورد . البته اين را در اين موقع لازم مىدانيم خاطر نشان سازيم كه تأليفات امام مشار اليه در هر علمى موجود و در دسترس ما ميباشند ، او در هر جا تغيير مشرب داده و رويهء تازهاى اختيار مىكند ، در يك جا متكلم و جاى ديگر فقيه قشرى است . باز در جائى واعظ و مورد ديگر فلسفى يا حكيم به نظر مىآيد و از اين رو فهميدن مشرب خاص او بسيار مشكل و نميتوان دانست كه او شخصا داراى چه مسلك و عقيده است . هرگاه تمامى تأليفات او را جمع كرده و با هم جور و پيوند كنيم و نيز به زبان مخفى اشارات او آشنا شويم آنگاه ميتوان اين راز را گشود و از اينرو ما در حالات او كتابى جداگانه تأليف نموده و اين مباحث را در آنجا بتفصيل ذكر نمودهايم .
كتاب مزبور طبع و نشر شده است .
امام غزالى اگر چه از خوف علماى ظاهر نهايت درجه از احتياط و استتار كار گرفته است ، مع هذا اهل نظر اين را به خوبى فهميدهاند كه او از زبان فلسفه دارد سخن ميگويد و بدين جهت است كه علماى بزرگ نامور امثال قاضى عياض ، محدث ابن جوزى ، ابن قيم و غيره كفر و ضلالت او را اعلام كردهاند . چنان كه در اندلس كتابهاى او را به حكم قاضى عياض معدوم و منهدم كردند . ما اين واقعات را در ذكر حالات او بتفصيل نوشتهايم .
شيخ الاشراق و مميزات او
از دولت غزالى فلسفه در گروه مذهبى بار يافته و تعليم منطق و فلسفه عموميت پيدا نمود و از اين راه مردان بزرگى پيدا شدند كه مذهب و فلسفه را در صدد افتادند با هم سازش دهند كه از جمله يكى شيخ اشراق شيخ شهاب الدين مقتول است كه در راس همه قرار گرفت . وسعت نظر و فسحت مشرب و فكر بلند و آزاد اين مرد بدرجهاى بوده است