عقليّه ادراك مىكند ، آن وقت قوهء عقلى بر فكر اثر بخشيده ، قوهء فكريه بمتخيّله و متخيّله در قوهء حسيّه عمل مينمايد و از آن اين نتيجه حاصل مىشود كه مفهومى كه عقلى و مجرد از ماده بود مجسم شده و محسوس مىگردد ، عينا همانطور كه در خواب بتوسط قوهء متخيّله ، انسان را صورتهاى محسوس به نظر مىآيد و آوازهاى محسوسى به گوش ميرسد .
همچنانكه معلومات مادى و محسوس كه ترقى مىكند از ماده مجرد شده مفهوم عقلى صرف باقى ميماند همچنين مفهوم عقلى وقتى كه مائل به تدنّى ميگردد صورت جسمانى اختيار مىكند ، صور ملكوتى كه بر انبياء مشهود و محسوس ميگردد حقيقت آن همين است كه گفتيم .
بين حكيم و نبى فرقى كه وجود دارد اينست كه حكيم از محسوسات بتدريج ترقى مىكند و انبياء براى نزديك شدن به افهام عامه از بالا به پائين يعنى از ترقى به تنزل مىآيند .
علامه ابن مسكويه از وحى و مشاهدات و مسموعات انبياء حقيقتى كه بيان نموده . امام غزالى در كتاب « المضنون به على غير اهله » عين آن را در الفاظ خود ادا كرده است .
ما در الغزالى عبارات او را بتمامه نقل كردهايم و در اين موقع به چند جملهء ضرورى اكتفا ميكنيم ؛
ان لسان الحال يصير مشاهدا محسوسا على سبيل التمثيل و هذه خاصة الانبياء و الرسل كما ان لسان الحال يتمثل فى المنام لغير الانبياء و يسمعون صوتا و كلاما فالانبياء يرون ذلك فى اليقظة و تخاطبهم هذه الاشياء فى اليقظة .
معنى آنكه زبان حال بطور تمثيل مشهود و محسوس ميگردد و اين يكى از خصائص پيغمبران و رسولان است ، همانطور كه زبان حال در خواب بر عامه به صورت محسوس نظر مىآيد و آنها آوازها و صحبتهائى ميشنوند پيغمبران اين چيزها را در بيدارى مىبينند و با آنان اين چيزها سخن مىگويند .
عبد الرزاق لاهيجى در گوهر مراد اين مضمون را بدين طريق ادا كرده
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 110
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ١١٠