تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 96

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٩٦
فارابى و ابن رشد كسى همپايهء او نيامده است . از جمله تأليفات او يكى تهذيب - الاخلاق كه در مصر و هندوستان و ديگرى تجارب الامم كه كتابيست تاريخى در اروپا چاپ شده‌اند . در همپيوستگى فلسفه و شريعت او دو كتاب نوشته است : الفوز الاصغر ، الفوز الاكبر . كتاب اول در بيروت بطبع رسيده و الآن جلو چشم ماست . در اين كتاب از سه مسئلهء مهم اساسى بحث شده است . وجود بارى و صفات بارى ، حقيقت روح و خواص آن ، نبوت . طرز و روش نگارش بر خلاف ابن سينا نهايت صاف و روشن است و اين ، سبك و روش عام ابن مسكويه مىباشد و چون اين كتاب نهايت جامع و مانع و نيز مختصر - است لذا ما مباحث ضرورى آن را در اينجا نقل ميكنيم « 1 » : وجود بارى - اين مسأله بسيار سهل است و ممتنع ، يعنى از هر آسانى آسانتر و از هر مشكلى مشكلتر مىباشد و مثل آن بعينه مثل آفتاب است كه در غايت روشنى است ولى همين روشنى هم سبب شده كه بر آن ، نگاه استقرار نمييابد و مخصوصا خفاش از ديدن آن عاجز است ، عقل انسانى را هم با خدا همين نسبت است . ابتداى ادراك انسان از حواس پنج‌گانه شروع مىشود ، او از لامسه ، شامّه ، ذائقه ، سامعه و باصره اشياء را احساس مىكند ، وى در اول پابند حس محض مىباشد ، يعنى تا وقتى كه يك چيز مادى در جلو او موجود و باقيست آن را ادراك مىكند و بعد اين قدر ترقى مىكند كه صورت آن چيز در مخيله قائم مىشود و اين اولين درجهء تجرد از ماده است . سپس از جزئيات كليات قائم مىكند . كليات اگر چه منزه از ماده - است ، ليكن چون كليات از جزئيات پديد مىآيند و علم بجزئيات بوسيلهء حواس صرف مىباشد از اينرو توسط حواس بازهم باقى ميماند . غرض چون‌كه توسط حواس دوشادوش فطرت پيدا مىشود و در طول مدت عمر باقى ميماند لذا تعقل كردن چيزى كه مجرد محض باشد و در ادراك او واسطهء حواس در كار نباشد سخت مشكل است و به همين جهت است كه تعقل خدا براى انسان بغايت صعب
هامش
( 1 ) ترجمهء لفظى نيست بلكه مطالب او را در الفاظ خود ادا كرده‌ايم ( مؤلف ) .