تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 93

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٩٣
ديگر موارد هم اين نوع تصريحات موجود مىباشد . اول از همه كسى كه غالبا در اين موضوع قلم روى كاغذ گذارده سرخيل حكماى اسلام يعقوب كندى مىباشد كه معاصر با مأمون الرشيد بوده است ، ليكن چون تصنيفات او مفقود شده و چيزى از آن در دست نيست نميتوانيم راجع به او چيزى بنويسيم .

حكيم ابو نصر فارابى

بعد از حكيم مشار اليه حكيم ابو نصر فارابى متوفى بسال 339 هجرى در تطبيق شريعت با فلسفه مقالاتى جسته جسته نوشته كه خلاصهء آن بشرح زير است : 1 - انسان عبارتست از مجموع دو چيز يكى روح و ديگرى جسم . اما روح و آن نه داراى شكل و صورت است و نه ذو جهت و ذو اشاره است ، بر خلاف جسم كه موصوف بهمهء اين اوصاف مىباشد . روحانيات و جسمانيات را در اصطلاح شرع بامر و خلق تعبير ميكنند . در قرآن مجيد :
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
كه وارد است ، مراد همين امر و خلق است . ( امام غزالى هم امر و خلق را به همين تشريح كرده است ) . 2 - آن كس نبى مىشود كه روحش داراى قوهء قدسيه باشد ، همانطور كه براى روح‌هاى عام بر عالم سفلى حكومت حاصل است همينطور قوهء قدسيّه بر عالم علوى حاكم و متصرف مىباشد و اثر همينست كه از نبى معجزات فوق الفطرة ظاهر مىشود . در لوح محفوظ ( يعنى علم بارى ) آنچه كه هست همهء آن در ارواح قدسيه منقوش مىباشد . 3 - و اين از حالات روح معمولى است كه وقتى كه به طرف باطن متوجه مىشود ظاهر از نظرش پوشيده ميماند و هنگامى كه به ظاهر رو مىكند از باطن ذهول و غيبت دست مىدهد ليكن روح قدسى طورى است كه هيچ امرى او را از امر ديگر بازنمىدارد « 1 » . 4 - ملائكه نام صور علميه است كه بذات خود قائم ميباشند . وجودى كه آنها دارا هستند دو قسم است حقيقى كه داخل در روحانيات مىباشد و فقط صاحب
هامش
( 1 ) اشاره است بآيهء « لا يشغله شان عن شان » ( مترجم )
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 93 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني