قوهء قدسيه او را درك مىكند . هنگام ادراك ، حس ظاهرى و باطنى صاحب قوهء قدسيه متوجه به بالا مىشود و اين وقت فرشته مجسم به نظر مىآيد . در اين حالت صاحب قوهء قدسيه آواز او را نيز ميشنود و اين آواز وحى مىباشد ، ليكن صورت و آواز نامبرده هر دو از امور اضافى مىباشد .
وحى - معنى حقيقى وحى آنست كه فرشته مستقيما بروح اتصال پيدا مىكند و ما فى الضمير فرشته بر روح پرتو مىاندازد همانطور كه آفتاب در آب پرتو مىاندازد و در اين حالت آواز و صورت مثالى فرشته بر صاحب قوهء قدسيه محسوس ميگردد و در اين صورت چون بر قسمتهاى ظاهرى و باطنى وى تحيّر و دهشتى عارض مىشود لذا كيفيت غشوهاى بر او طارى ميگردد .
5 - لوح و قلم - از لوح و قلم آلات جسمانى مقصود نيست بلكه مراد ملائكهء روحانى ميباشند ، از نوشتن ، مراد تصوير حقائق است . آرى قلم ، معانى را از عالم امر ميگيرد و آن معانى بذريعهء كتابت روحانى منقش مىشود و آنچه از لوح و قلم بظهور ميرسد نام همان قضا و قدر مىباشد .
6 - كمال نفس مطمئنه عرفان بذات الهى است و همين لذت قصوى روح مىباشد .
( مأخوذ از فصوص فارابى ) .
ابن سينا
بعد از فارابى ابو على سينا اين مضمون را وسعت و بسط داد .
او روى مذاق حكيمانه بر بعضى سور قرآن مجيد تفسير نوشت و در شفا و اشارات بر نبوت ، معاد ، خلق شر ، تأثير دعا و غيره مقالاتى عمده نگاشته و اين امور را با دلائل عقلى ثابت كرده است .
در اين موقع اين امر بطور خاص قابل ذكر است كه امام غزالى بو على سينا را بنابراين كه قائل بمعاد جسمانى نبوده كافر خوانده است . قطع نظر از اينكه انكار معاد جسمانى مستلزم كفر است يا نيست چقدر خوشمزه است كه بو على سينا معاد جسمانى را صريحا اعتراف مىكند .
در الهيات شفا نسبت بمعاد جسمانى چنين مىنويسد :