حكماى اسلام
در شرح حالات متكلمين ذكر اين فرقه يعنى حكما به ظاهر ناموزون مىباشد ، زيرا كه بنابر شهرت عام ، متكلمين و حكما دو گروه مخالف هم هستند ليكن فى الواقع اينطور نيست ، بىشبهه لفظ حكما بطور عام ميتواند طرفدار لقب متكلمين بشود ، ليكن وقتى كه قيد اسلام ضميمه شد پردهء مغايرت برداشته مىشود . امام غزالى و ابن رشد در زمرهء حكماى اسلام و ملقب بدين لقب ميباشند و همين دو شخصند كه از پيشروان علم كلام هم شناخته ميشوند . افسوس كه مورخين و تذكرهنويسان ما كتابى تحت عنوان حكماى اسلام ننوشتهاند تا بوسيلهء آن اسامى اين بزرگان يك جا بدست آيد ، ليكن جاى شبهه نيست كه در اسلام گروه خاصى بدين نام وجود داشتهاند .
امام فخر الدين رازى در تفسير كبير به همين لقب خاص در موارد زيادى اقوال اين اشخاص را نقل كرده است .
در يك جا مىنويسد : احتج « 1 » حكماء الاسلام بهذه الآية » در مورد ديگر ميگويد :
« المقام « 2 » الثانى و هو قول حكماء الاسلام » و در يك جا مىنويسد : « « 3 » و هو ان جماعة من حكماء الاسلام » . او در اكثر موارد لفظ حكماى تنها را استعمال مىكند و از آن حكماى اسلام را ميخواهد ، زيرا قولى كه به آنها منسوب ميدارد متعلق به قرآن مجيد مىباشد و اين ظاهر است كه قول حكماى يونان نميشود مربوط به قرآن باشد .
امام رازى در تفسير كبير اقوالى كه از حكماى اسلام نقل كرده است از استقراء آن دانسته مىشود كه مقصد خاص اين جماعت تطبيق شريعت با فلسفه است . در تفسير سورهء انعام در آنجا كه از حقيقت كتاب و حساب قيامت گفتگو كرده نظريهء حكماى اسلام را نقل كرده است و در آخر مىنويسد :
« فهذه اقوال ذكرت فى تطبيق الحكمة النبوية على الحكمة الفلسفية » و در
هامش
( 1 ) در تفسير كبير آيت -الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ. ( مؤلف )
( 2 ) تفسير كبير سورهء رعد آيهء :لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ( مؤلف )
( 3 ) تفسير كبير سورهء ابراهيم آيهء :لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ: ( مؤلف )