مىنويسد اين قبيل واقعاتى كه در احاديث نقل شده ممكنست راجع به آنها سه جور اظهار نظر نمود : يكى اينكه آنها را محمول بر معانى ظاهرى دانست ، در اين صورت قائل شدن بعالم مثال امريست قهرى چنان كه عقيدهء ما هم همين است ، يا اگر عالم مثال را قبول نداشته باشيم بايد بگوئيم كه اين واقعات يا صور به نظر اينطور مىآيند گواينكه در خارج چيزى نيستند ، چنان كه عبد الله مسعود در تفسير اين آيه
« يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ »
ميگويد كه در يك زمان چنان قحط سختى در مردم افتاده بود كه از شدت گرسنگى آسمان را دودى مىديدند كه در هوا پهن است و يا بقول ابن الماجشون راجع به مجيء يا آمدن خدا در قيامت احاديثى كه هستند معنى آنها اينست كه خدا را مردم بدينسان مىبينند و الا ذات او مبرا از اين چيزها است . احتمال سوم آنست كه اين واقعات يا صور را صرف تمثيل بدانيم .
اين دانشمند از احتمالات سهگانهء بالا فقط احتمال سوم را رد مىكند و آن را خلاف حق ميداند ولى با دو احتمال اول همراه و موافق است .
در زمان شاه ولى الله مواد و سرمايهاى كه از علم كلام موجود بود فقط تأليفات متأخرين اشاعره بوده است و تربيت و تعليم اين مرد هم روى همين اصول و بر همين طريقه صورت گرفته بود ، ليكن در طبيعت مبتكر و ابداعپسند او اين چيزها هيچ اثر نكرد و مسائل علم كلام را بالكل مطابق اصول جديد مدوّن و مرتب نمود ، مسائلى كه از مختصات و مميزات اشاعره بشمار مىآيند او اساسا با همهء آنها مخالف مىباشد و اينك از اجتهادات و اختراعات عمدهاى كه اين مرد در علم كلام نموده و يا مطالب و نكات مهمهاى كه از فكر نبوغ او تراوش شده ما بعضى را در اينجا ذكر ميكنيم :
يك نقص بزرگ علم كلام اين بود كه راجع به قرآن مجيد ايرادات و شبهاتى كه از مخالفين بوده خيلى كم به آنها تعرض ميشده است . در شرح مواقف و غيره ايراداتى كه بفصاحت و بلاغت قرآن كردهاند مورد تعرض قرار گرفته و حال آنكه اعتراضات مخالفين بمطالب قرآن زيادتر بوده تا بالفاظ و عبارات آن . گرچه از اعتراضات مزبوره در كتب تفسير مذكورند ، ليكن جوابهائى كه داده شده كافى نيستند . شاه ولى الله