2 - در عادت و فطرت خدا يا سنة اللّه تغيير و تبديلى رخ نميدهد « 1 » .
3 - حقيقت نفس
4 - حقيقت جزا و سزا .
5 - واقعات قيامت و حقيقت آن .
6 - عالم مثال .
7 - حقيقت نبوت .
8 - وحدت تمام مذاهب در اصل .
9 - اسباب اختلاف شرائع .
10 - ضرورت چنين مذهبى كه ناسخ تمام مذاهب باشد .
عالم مثال : و آن مهمترين مسائل فلسفهء شاه ولى الله مىباشد . چنان كه اول از همه او از اين عالم يعنى عالم مثال آغاز مطلب نموده است . در حجة اللّه البالغه مىنويسد كه احاديث زيادى هستند دالّ بر اينكه در عالم وجود عالم ديگريست كه عنصرى و مادى نيست . اشيائى كه در اين عالم يعنى عالم محسوسات بوجود مىآيند ظهور آنها قبلا در آن عالم مىباشد ، در آنجا اشياء با وجودى كه جسمانى نيستند مع هذا سير و حركت ميكنند ، صعود و نزول مينمايند ليكن تودهء ناس نميتوانند آنها را ببينند . مثلا در حديث است كه سورهء بقره و عمران در قيامت به صورت ابر مىآيند . حديث ديگر دارد اعمال در قيامت حاضر ميشوند . در يك خبر است كه دنيا به صورت عجوزهاى وارد قيامت مىشود . در خبر ديگر ميگويد من فتنهها را در اطراف منازل شما مانند ابر مىبينم مىبارد . در حديث معراج است كه چهار نهر را ديدم جاريست الخ . و از اين گونه احاديث زيادى نقل كرده و همه را جزو عالم مثال و وجودشان را مثالى دانسته است . او دائرهء اين عالم را توسعه داده صورت جبريل را كه به نظر مريم آمده ، جبرئيل كه بر پيغمبر نازل ميشده ، فرشتگانى كه در قبر مىآيند ، ملائكهاى كه هنگام مرگ حاضر ميشوند ، خدا در قيامت با بندگان تكلم مىكند او همه اينها را داخل اين عالم مىكند و بعد
هامش
( 1 ) اشاره است به اين آيهفَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا( مترجم )