تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 85

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٨٥
بل هؤلاء ذكروا ان نفى ذلك هو من البدع الّتي حدث فى الاسلام فى زمن ابى الحسن الاشعرى لما ناظر المعتزله فى القدر . بلكه آنها ذكر كرده‌اند كه انكار حسن و قبح عقلى از جمله بدعتهائى است كه در اسلام در زمان ابو الحسن اشعرى پديد آمده است از وقتى كه با معتزله دربارهء قدر مناظره و گفتگو نمود . علامهء موصوف همچنانكه مقريزى در تاريخ مصر نوشته است عقائد اسلامى را در نظر داشت از حشو و زوائد پاك كرده و همان نمونه را قائم سازد كه در قرون اوليه بود ، ليكن از يك طرف حقد و حسد علما و ديگر بواسطهء تندى و درشتى تقرير خود علامه بقدرى در مردم هياهو و جنجال برپا شد كه آن باعث گرديد كه اين مرد مدتها در محبس بسر برده و اثرش پوشيده بماند و مع ذلك شاگردانش مثل ابن القيم و غيره پيروى از او كرده گواينكه راجع بعلم كلام خدمت مفيدى نتوانستند انجام دهند ليكن بنياد هزاران بدعتى كه مدتها قائم شده بودند با قوهء قلم آنها متزلزل گرديد .

[ شاه ولى الله ]

بعد از ابن رشد و ابن تيميه بلكه در زمان خود آنها انحطاط عقلى كه در مسلمانان شروع گرديد اميد اين نبود كه بار ديگر صاحب دل و دماغى پيدا خواهد شد ، ليكن قدرت نيرنگىهاى خود را خواست نمايش دهد كه در زمانهء اخير هنگامى كه نفس بازپسين اسلام بود شخصيتى مثل شاه ولى الله پيدا شد كه در مقابل نكته‌سنجى او بايد بگويم كارنامه‌هاى غزالى ، رازى ، ابن رشد هم در كلام از رونق افتادند . شاه ولى الله بروز چهارشنبه 4 شوال 1214 هجرى در دهلى به دنيا آمد ، نام تاريخى وى عظيم الدين است . در پنج سالگى داخل مكتب شد و در چهارده سالگى از كتب درسى فراغت حاصل كرد و بعد شروع بتدريس نمود . او مدت دوازده سال بتدريس اشتغال داشت و در سال 1243 هجرى عازم زيارت بيت اللّه شد ، دو سال در حرمين توقف نمود كه در اين مدت با علماى آنجا اكثر در علم حديث كه هدف منظورش بود بافاده و استفاده مشغول بوده است تا در سال 1245 به وطن خويش بازگشت « 1 » .
هامش
( 1 ) اين دانشمند حالات زندگى خود را در رساله مختصرى موسوم به « الجزء اللطيف فى ترجمة العبد الضعيف » نوشته است و خوانندگان اگر اطلاعات بيشترى در اين باب بخواهند مىتوانند به آنجا رجوع كنند . ( مؤلف )
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 85 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني