تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 83

مساهمون:

صتاريخ علم كلام ٨٣
ما فقط بذكر نام چند كتاب اكتفا كرديم . در فوات الوفيات فهرست مكمل كتب كلاميهء او درج است ، از جمله يكى الرد على المنطق است كه در آن بر منطق ارسطو اعتراض كرده . كتاب رد بر فلسفه يكى از كتابهاى مهم بشمار مىآيد . كتاب الرد على المنطق نزد نگارنده موجود است و در يك موقع از تحقيقات او كار خواهم گرفت . علم كلام كه از يك مدت بيك منوال و بر يك حال باقى بوده و صدها مسائل غلط و بىپايهء آن بطور اصول موضوعه باندازه‌اى مسلم شده بود كه كسى را ياراى چون و چرا نبوده است اين مرد بزرگ با نهايت شهامت و آزادى علانيه با آن مخالفت كرده و ظاهر ساخت كه آنچه را كه متكلمين تأييد مذهب مىپندارند در حقيقت مخرّب و زيان‌بخش مذهب مىباشد . در كتاب الرد على المنطق چنين مىنويسد : و امكان رؤيته تعلم بالدلائل العقلية القاطعة لكن ليس هو الدليل الذي سلكه طائفة من اهل الكلام كابى الحسن و امثاله حيث ادعوا ان كل موجود يمكن رؤيته بل قالوا و يمكن ان يتعلق به الحواس الخمس فان هذا مما يعلم فساده بالضرورة و هذا من اغاليط بعض المتكلمين كغلطهم فى قولهم ان الاعراض يمتنع بقائها و ان الاجسام متماثله و انها مركبة من الجواهر المفرده و كذلك غلط من غلط من المتكلمين و ادعى ان الله لم يخلق شيئا بسبب و لا حكمة و لا خص شيئا من الاجسام بقوى و طبائع و ادعى ان كل ممكن بودن رؤيت خدا بدلائل قاطعهء عقلى ثابت است اما نه دليلى كه ابو الحسن اشعرى و امثال او آورده و ميگويند كه هر چه كه قدم به هستى نهاد و موجود شد ممكن است هم ديده شود ، بل اينان يعنى ابو الحسن اشعرى و غيره ادعا كرده‌اند كه هر چيز كه موجود شد ممكن - است با حواس پنج‌گانه محسوس گردد و حال آنكه اين دعوى بداهة غلط است و اين از آنگونه غلطىهاى برخى متكلمين است مثل اين گفتار غلط آنها كه : بقاء اعراض ممتنع است ، تمامى اجسام متماثل و همانند ميباشند ، كليهء اجسام از جواهر فرد مركبند . همچنين اين نيز از پندارهاى پوچ متكلمين است كه قائلند : خدا هيچ چيز را از روى اسباب و مصلحت و حكمت نيافريده ، در اجسام خواص و طبائع خاصى نگذارده و اينكه هر چيز كه بوجود مىآيد فاعل مختار او را بدون