اشاعره نصوص قرآنى را كه از آن به ظاهر خدا ذو جهت و جسمانى ثابت مىشود تأويل ميكردند و اين تأويل بر حنابله سخت و ناگوار ميگذشت تا اين درجه كه بين اين دو فرقه اكثر منازعات و انقلابات خونينى روى داده است ، چنان كه ابن اثير واقعات زيادى از اين گونه در تاريخ خود ذكر نموده است .
اگر چه در اين مسئلهء بخصوص حق با اشاعره بود ، ليكن اين مخالفت منتج بيك نتيجهء عمدهاى گرديد . اقتدار اشاعره بدرجهاى رسيده بود كه در تمام روى زمين كسى را جرئت نبود كه با آنها از در مخالفت درآيد . معتزله به كلى مرعوب و اثرى از آنها نبود ، محدثين اگر چه تا مدتى از اشاعره جدا مانده ليكن در آخر آنها نيز رفته رفته هم آهنگ شده و لا اقل با آنها علنا مخالفت نمينمودند ، فقط حنابله بر ضديت قائم مانده البته اين كمى در كار بوده كه حنابله آن عقائد اشاعره را كه در واقع قابل اعتراض بوده تاكنون مورد اعتراض قرار نداده بودند و اكنون موقع آن هم رسيد . توضيح اينكه از دولت امام غزالى فلسفه و منطق در بزم محدثين و فقها بار يافته بود . در ميان اين گروه شريعت مآب نيز ارباب نظر و حكماى بزرگ بزرگ پيدا شدند ، تا اين حد كه در قرن هفتم علامه ابن تيميه پيدا شد كه علاوه بر اينكه از محدثين بزرگ شمرده ميشد يك نفر منطقدان نامى و زبردست بوده است . اين مرد در علم كلام بمرتبهء كمال رسيده و در آن مهارتى بسزا پيدا كرد . در اين علم يعنى علم كلام طرقى كه رواج داشت او در تمام آنها مدققانه نظر انداخته و علم كلام اشاعره را تحت مطالعه آورده و مسائلى كه تا آن وقت كسى نكتهچينى نكرده بود و حال آنكه در اصل قابل نكتهچينى بودهاند بناى نكتهچينى و ايراد و اعتراض را گذارد و تمامى مسائل آن را با كمال آزادى و بيباكى باطل نمود .
ابن تيميه
نام علامهء موصوف احمد بن عبد الحليم بن تيمية الحرانى است .
در حران يكى از بلاد شام در دهم ربيع الاول 661 هجرى به دنيا آمد . در سن ده يازده از تحصيل علوم مقدماتى فراغت حاصل نمود و در 17 سالگى خود صاحب نظر و راى شده و از او فتوى ميخواستند . و در 21 سالگى منصب