[ ابن رشد ]
نام تمام ابن رشد ابو الوليد محمد بن احمد بن رشد مىباشد ، او در سال 514 هجرى به دنيا آمد ، خاندانش همه از اهل علم و فضل بودند . جدش كه در 520 هجرى وفات يافت قاضى القضاة اندلس بوده است ، او در قرطبه تعليم يافت ، ابتدا فقه ، ادب ، طب تحصيل نمود و بعد شوق فلسفه در او پيدا شد ، در خدمت ابن ماجه همت بر تحصيل اين فن گماشت و در آن بدرجهء كمال رسيد . عبد المؤمن كه آن وقت در اندلس فرمانروا و مروّج و مشوّق اهل علم بود ابن رشد را بدربار خود دعوت نمود و خدمت قضاء را به او سپرد . علاوه بر شغل قضاء او را نديم و مشير خود ساخت . روزانه بر اهميتش مىافزود ، تا اينكه منصب قاضى القضاتى يافت و حال اينكه سنش از 27 تجاوز نكرده بود .
بعد از عبد المؤمن پسرش يوسف بر تخت نشست و او هم از ابن رشد نهايت درجه قدردانى نمود ، يوسف مخصوصا بفلسفهء يونان علاقه داشت ، كتابهائى كه تا آن زمان به عربى ترجمه شده بودند تماما مغلق ، ناتمام و كثير الغلط بودند ، يوسف به ابن رشد دستور داد كه با مشورت و مشاركت ابن طفيل شرحى مفصل و جامع بر كتابهاى ارسطو بنويسد . چنانچه ابن رشد با نهايت جديت و اهتمام به اين كار پرداخت .
در سال 565 هجرى يوسف شغل قضاء اشپيليّه را به او واگذار كرد و تا دو سال در اين شغل باقى بود . در اين اثناء با وجود مشاغل قضاء مشغول تأليف و تصنيف هم بوده است ، چنان كه شرح كتاب الحيوان ارسطو را در همين زمان نوشت . براى رسيدگى بامور قضائى مجبور بود ولايات را گردش كند ، قرطبه ، مراكش ، اشپيليه را دور ميزد و دوائر قضائى را سركشى و بازجوئى مينمود .
در سال 575 هجرى وقتى كه ابن طفيل وفات يافت يوسف بجاى او ابن رشد را پزشك خاص خود تعيين نمود . يوسف در سال 580 هجرى درگذشت ، پسرش منصور بر تخت نشست ، منصور هم از ابن رشد بغايت احترام و تجليل مينمود ولى حكيم مشار اليه چون سنّش اين وقت رو بانحطاط نهاده بود لذا از خدمت استعفا داد و در قرطبه رحل اقامت انداخته و با تمام قوا مشغول تأليف و تصنيف گرديد .
اين مرد بر خلاف معاصرين خود در افكار مذهبى فوق العاده از آزادى كار گرفت .