دور سوم
اگر چه علم كلام را متأخرين مجموعهاى از فرضيات و وهميات كرده بودند .
اما اين احسان آنها را نميشود انكار نمود كه از دولت آنها منطق و فلسفه سند قبولى يافته و در نتيجه ، گروه مذهبى كه تا اين وقت از علوم عقلى اجتناب ميكردند با اين علوم آشنا شدند و نتيجهء اين نتيجه آن شد كه عقائد اشعرى در تمام دنيا بسط پيدا نمود ، ليكن در بعضى نقاط صداى مخالفت و عصيان هم از اين حكومت عالمگير برخاسته بود .
در اسپانيا ( اندلس ) سلطنت ملثمين را مهدى شاگرد غزالى به اشاره و هدايت استادش برانداخت و بجاى آن عبد المؤمن صاحب تاج و تخت گرديد ، او مذهب اشعرى را مذهب رسمى قرار داد « 1 » و بدين وسيله منطق و فلسفه هم رواج پيدا نمود ، هنوز نيم قرن نگذشته بود كه حكما و فلاسفهء نامى و بزرگى پيدا شدند كه از بين آنها ابن ماجه ، ابن طفيل ، ابن رشد بپايهاى رسيدند كه در تمام ممالك شرق جز فارابى همپايهء آنها نيامده است . بو على سينا در تشريح فلسفهء يونان اشتباهات و لغزشهائى كه كرده بود و روى آن هزاران مسأله غلط و بىپا قائم شده بودند اين بزرگان تمامى آن اغلاط و اشتباهات را ظاهر ساخته و حق حقيقت را تشريح كردند . چون از ميان آنها ابن رشد بعلم كلام هم توجه نمود ما حالات او را قدرى بتفصيل مىنويسيم .
هامش
( 1 ) اين واقعات را ما در الغزالى مبسوطا ذكر نمودهايم . ( مؤلف ) . و آن يعنى الغزالى كتابيست كه مؤلف در سوانح زندگى امام غزالى نوشته و من قسمتهاى مهم آن را ترجمه نموده و در شمارههاى مجلهء آموزش و پرورش وزارت فرهنگ انتشار يافته است ( مترجم )