كتابى كه غزالى در رد فلسفه نوشته بود بر آن رد نوشت و بكتب و نوشتجات اشاعره سخت حمله نمود و اين سبب گرديد كه فقها با او دشمن شدند و از اين قبيل عوامل و اسباب چندى فراهم آمد كه بالنتيجه منصور او را تبعيد نمود .
فقها از اشاعت و ترويج فلسفه بقدرى برآشفته بودند كه بيم آن ميرفت كه در امنيت كشور خلل پيدا شود ، ناچار منصور حكم داد كتابهاى حكمت و فلسفه را بسوزانند ، چنان كه هزارها كتاب طعمهء آتش گرديدند . ابن رشد را تنها بجزيرهء لوسينا برده و در آنجا محبوس ساختند ، بعلاوه ديگر حكما هم مثل ابو جعفر ذهبى ، ابو عبد الله بن ابراهيم ، ابو الربيع كفيف ، ابو العباس تنبيه و مجازات شدند و چون منصور در باطن از ابن رشد ناراضى نبود واداشت كه توبه كند و از اين راه از تقصيرش درگذشته دوباره او را بدربار و بشغل و مقامى كه داشت برگرداند . ابن رشد در سال 595 هجرى درگذشت « 1 » .
ابن رشد در تشريح و توضيح فلسفهء يونان خدمتى كه نموده ميزان و اندازهء آن از اينجا خوب معلوم مىشود كه در فرنگستان تا يك مدت اين فقره ضرب المثل بود كه « انسان تا وقتى كه كتابهاى ارسطو را نفهميده اصول فطرت را نميتواند بفهمد و تا وقتى كه كتب و تأليفات ابن رشد را نفهميده كتب ارسطو را نميتواند بفهمد » .
پروفسور رينان از علماى مشهور فرانسه در شرح حال و تصانيف و فلسفهء ابن رشد كتابى خاص در چهارصد پانصد صفحه نوشته است ، در اين كتاب او بتفصيل نشان داده كه فلاسفهء آلمان و فرانسه و غيره تا مدتهاى مديد تقليد از ابن رشد نموده و خود را در مسائل علمى به او يعنى ابن رشد منسوب ميداشتند .
چون بحث از فلسفهء ابن رشد از وظيفهء اين كتاب بيرون است لذا قلم را به طرف علم كلام او و اختراعات و اصلاحاتى كه در اين علم نموده معطوف ميداريم و بدان
هامش
( 1 ) شرح حال ابن رشد در طبقات الاطباء مذكور است ، در بعضى ديگر تصانيف هم از حالات او ولى مختصر نوشته شده است ، ليكن در آثار الادهار كه از تأليفات جديد بيروت است تذكرهء نهايت مفصل و تجديد نظر در كتب و آثار قلمى او مسطور است و من بيشتر از آنجا گرفتهام ، مأخذ آثار الادهار كتب و نوشتجات اروپاست ، ( مؤلف ) .