تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
با اسپانيائيها مقايسه كنند چه عادت و كليهء آداب زندگانى مردم اسپانيا شبيه بايرانيان مىباشد .

خشگسارى آسياى مركزى

آسياى مركزى كه ايران جزئى از آن است بيشتر عبارت از صحارى است و هرچند اختلاف ارتفاع در آن مرزها جاى تعجب است يعنى يك‌جا بحر خزر و حوزهء ترفان است كه از سطح اقيانوس پست‌تر مىباشد و جاى ديگر پامير و تبت است كه غالبا كمتر از ده هزار پا ارتفاع ندارد . معهذا جز در ميان كوهستان اظهر صفات آن ناحيه خشكى است و اين صفت ما بين ايران و تركستان و افغانستان و تبت و بلوچستان مشترك است . اين خشكى نتيجهء كمى بارندگى مىباشد و سبب شده كه رودخانه‌هاى آن نواحى از جهت كم‌آبى به دريا نميرسد و بنابراين تمام وسعت عظيم اين كشورها كه از مشرق به مغرب تقريبا سه هزار ميل است مركب از حوزه‌هائى مىباشد كه بهيچوجه بخارج يعنى به دريا مخرج ندارد و نتيجهء ديگر قلت بارندگى آنست كه اراضى وسيعهء خشك در آنجا بسيار است بطوريكه ميتوان گفت تمام اين اقليم عبارت است از مقدارى صحراى كوير خالص و مقدارى بيابانهائيكه واحات در آن واقع است ، بعبارة اخرى در آنجا سروكار انسان به ناحيهء وسيعى است كه اراضى ذىزرع و قابل سكنى در آن كمياب و از يكديگر دور و مجزى ميباشند و نيز ميتوان گفت كه هرگاه اراضى غير ذىزرع و كوير را از آن اقليم بردارند و نواحى قابل آبادى آن را باهم جمع كنند كشور بسيار كوچكى خواهد شد . اينكه من در توضيح اين كيفيّت اصرار ميكنم به جهت اين است كه براى مردم اروپا كه چون بواسطهء وفور بارندگى تمام اراضى خود را مىتوانند محل استفاده قرار دهند تصور حقيقت حال آسياى مركزى كه با كشورهاى ايشان تفاوت كلّى دارد آسان نيست « 1 » .

آب و هواى ايران

چنان كه مذكور شد صفت ظاهر ايران و آسياى مركزى بطور كلّى خشكى است .
هامش
( 1 ) - السورت هنتينگتون در كتاب قابل ملاحظهء خود موسوم به پلس آف اشيا ( نبض آسيا ) در اينموضوع بحث كرده است . رسالهء علمى عمدهء او راجع به ازدياد خشكى در آسياى مركزى مورد قبول عام واقع نشده ، اما نويسندگانى هم كه در اينموضوع چيز نوشته‌اند هيچكدام نتوانسته‌اند آن را ناديده انگارند « مؤلف » .
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 9 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى