تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
به همين مناسبت عظمت بلاد و كثرت جمعيّت آنها بتناسب ارتفاع و وسعت جبال و مقدار آبى است كه از آنها عايد ميگردد . البته در كشور عظيمى مثل ايران مقدار بارندگى در نقاط مختلفه كم و زياد مىشود . در نواحى مركزى و شرقى و جنوب شرقى كمتر از جاهاى ديگر مىبارد . مثلا در خراسان در سالهاى خوش شصت و پنج درصد از حاصل غلهء ديمى است در صورتى كه در قسمت جنوب شرقى ايران تمام حاصل را بايد با آبيارى مشروب كرد و زراعت ديمى تقريبا هيچ ندارد . سابقا اشاره كرديم كه در ولايات مجاور بحر خزر اوضاع بكلّى با ساير نقاط متفاوت است چنان كه در عوض اراضى خشك بيدرخت در آنجا جنگلهائى است كه از غايت انبوهى نميتوان از آن عبور نمود . مقدار بارندگى در آن ولايات از پنجاه انگشت متجاوز و رطوبت بقدرى زياد است كه هواى آن براى ايرانيهاى فلات سازگار نيست و غالبا مهلك مىشود و بنابراين آنها از ثروت طبيعى ولايات مجاورهء بحر خزر يعنى گرگان و مازندران و گيلان بكلّى بيخبرند و قدر آن را نميدانند .

سرما و گرما

از حيث هوا ايران جمع اضداد كرده است ليكن بسيار مقوّى و مصفاست . در جلگه‌ها گاهى ميزان الحراره از صفر پائين ميرود و در كوهستان غالبا اينطور مىشود ، ليكن اگر بارندگى نباشد سرما موذى نيست و شخص مايل است كه تمام روز را در زمستان در هواى آزاد بسر برد ، اما گاهى اوقات هم برودت شدت مىكند و هرسال زمستان مردم و حيوانات چندى كه گرفتار باد و باران شده و خود را نميتوانند به محل محفوظى برسانند از سرما تلف ميشوند . در اماكن مختلفه گاهى اوقات برف چهار پنج ماه روى زمين ميماند و مانع اعمال زراعتى شده و به دواب و مواشى هم خسارت زياد وارد ميآيد ، معذلك رويهمرفته زمستان ايران بقدريكه معقول و متصور است بدرجهء كمال نزديك مىباشد . اگر بعضى اوقات مسافر بواسطهء برودت هوا از سوارى عاجز شده مجبور ميگردد كه چندين منزل پياده‌روى كند در عوض قوهء نشاطى كه در خود ميبيند خيلى زيادتر از آنست كه در اقاليم رطوبى ملايم‌تر احساس مىشود . حال بنقطهء مقابل پرداخته نمونه‌اى از گرمسير نشان بدهيم . در اين قسمت خوزستان