گرديده گرفتار خرابى شده و آب هرچه در پيش داشته برده است .
بعد از انقلاب مذكور در خاك ايران باقى نماند مگر درياچههاى وسيع آب شور كه امروز صحراى كوير است و رشتهكوههاى مرتفع برهنه كه هنوز بقيّتى از يخهاى قديم در بالاى آنها بود . دريا تا مسافت بعيدى در خاك پيش ميآمد و جبال آتشفشان چندى از قبيل آرارات و دماوند و سهند و تفتان نيز مواد مخرّبهء مهلكه از دهانه خود بيرون ميريختند ، بنابراين در حقيقت فلات ايران در آن دوره وادى مرگ و هلاك بوده است .
با اينحال در سمت مغرب تأثير رودخانههاى عديده شروع شد ، آبهاى آن ، خاك همراه آورد و تدريجا زمين ايجاد كرد كه هم قابل سكنى و هم بمرور زمان بواسطه استعداد طبيعى مهياى آبادى شد و مولد تمدن گرديد كه احتمال ميرود قديمترين تمدنهاى اين عالم بوده باشد .
شباهت ايران به اسپانيا
كشور ايران از بسيارى جهات شباهت تامهء دارد باسپانيا . همين كه مسافر از سمت شمال از خاك فرانسه خارج شد بواسطه جبال پيرنه « 1 » به فلاتى صعود مىكند كه بطور متوسط دو هزار الى سه هزار پا ارتفاع دارد و كوههاى ناهموار آن موسوم به سيرا « 2 » يا اره مىباشد و اين نامى است بامسمى . اراضى آن چول و بىدرخت است و چون شخص قريب چهار ميل مسافت پيمود از ولايت گرمسير اندلس عبور مىكند كه مطابق ناحيهء ساحلى پست ايران است قبل از آنكه به دريا برسد و اما در طرف شمال براى اينكه مشابهت كامل باشد ولايات مجاور درياى بسيگاين « 3 » با با فلات اسپانيا به اندازهء ولايات كنار بحر خزر با ساير نقاط ايران تفاوت دارد . از اين گذشته اگرچه ايرانيها را از فرانسويان مشرق خواندهاند ليكن شايد مناسبتر اين « 4 » باشد كه ايشانرا
هامش
( 1 ) -Pyrenees( 2 ) -Sierras( 3 ) -Biscayan( 4 ) - سبب اين امر تا يك اندازه مشابهت اوضاع طبيعى آن دو كشور است ، ليكن قدرى هم ارتباط و اتحاد و خون و عرق در اين مشابهت دخالت دارد زيرا كه قسمتى از مردم اسپانيا اعقاب ايرانيهائى هستند كه همراه عرب در موقع تسخير اسپانيا به آن شبهجزيره رفتهاند و در آن ناحيه دور از وطن خود براى خود شهرى نظير شيراز بنا كرده و شرابى عمل آورده كه هنوز باسم ايرانى آن بنام شرى خوانده مىشود مقصود شهر شريش است و عجب آنكه شراب خوب شيراز كمال مشابهت را به شرى دارد .