ميخوانند ليكن در حقيقت به اصطلاح جغرافيائى لفظ فلات ايران كه شامل افغانستان و قسمتى از بلوچستان نيز مىشود صحيحتر است . اما كلمهء پرشيا كه اروپائيها و اكثر خارجيهاى ديگر استعمال ميكنند از لفظ قديم يونانى پرسيس مشتق است كه به معنى ايالت فارس بوده كه قديما پرسا « 1 » خوانده مىشود و سلسلهء سلطنتى هخامنشى از اهل آن ناحيه بودهاند و به اين جهت معنى اين لفظ مشتمل بر تمام كشور نامبرده و سكنهء آن گرديده است و حتى امروز هم استان فارس از حيث ايرانيت كاملترين استانهاى آن كشور است .
لفظ فارسى را ايرانيها بر لسان و لغت خود اطلاق ميكنند ، اگرچه هروقت شخصى را به اين صفت موصوف مينمايند مقصودشان اهل استان فارس است و بايد دانست كه پارسيان هندوستان از اين جهت به اين اسم خوانده ميشوند كه پيرو كيش قديم فارس ميباشند و همين لفظ پارس چون معرّب شده فارس گرديده زيرا كه در زبان عرب حرف پ وجود ندارد . نيز بايد دانست كه لفظ فارسيستان كه بعضى اروپائيها استعمال ميكنند غلط است .
تشكيل فلات ايران
مسئلهء تشكيل فلات ايران از آنهاست كه قبل از آنكه علماى علم زمينشناسى از روى مطالعه و دقت كامل اوضاع زمينشناسى آن كشور را معلوم كرده باشند نميتوان بدرستى حل نمود . ليكن فعلا كليات مسئله را ميتوان استنباط كرد و براى مقصود ما همينقدر كافيست . پس گوئيم آنچه امروز فلات ايران خوانده مىشود قسمت اعظم آن در آخر دورهء كرتاسه « 2 » زير آب بوده است و آن قسمتش كه از زير آب بيرون آمده بود خط باريكى بوده است كه از تنگهء هرمز حاليّه عبور نموده و بجبال عمان و شبه جزيرهء حاليّهء مسندام منتهى مىشود و از آنجا هم به شكل يك كمربند پهنى اولا در سمت شمال از ميان ايالت حاليهء فارس و كرمان و بعد طرف شمال غربى ما بين كرمان و نيريز و همچنين از اصفهان عبور كرده به آذربايجان و قفقاز منتهى ميگرديد . قسمت شرقى اين فلات جز نزديك ساحل در اوايل دورهء ائوسن « 3 » براى هميشه از آب خارج بوده است . قسمتهاى جنوب غربى اين فلات در تمام دورهء ائوسن و يك
هامش
( 1 ) -Parsa .( 2 ) -Cretaceous( 3 ) -Eocene