تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
شامل ايالات كرمان و فارس متوجه رشتهء باريك پستى از خاك است كه در كنار خليج فارس مىباشد و معروف است به گرمسير و در اينجا هم طبيعت ارتباط ناجيهء مرتفعه را با قسمت سفلى صعب و مشكل كرده است كه ايرانيها بواسطهء دست نداشتن در فن مهندسى و دريانوردى هميشه از دريا گريزان بوده‌اند . قسمت شرقى ايالت فارس از قسمت غربى آن خشك‌تر و بنابراين كم‌حاصل‌تر است و ناحيهء داخلى يزد كم‌وبيش صحراى ريگستان محسوب مىشود . ايالت كرمان هم فقط بواسطهء ارتفاع جبال از بىحاصلى مصون مانده و بلوچستان هم مانند كرمان بلكه بيشتر از آن قطعات وسيعه خاكى است كه تقريبا بيابان است و اين بيابان‌ها غير از بيابان كوير لوت مىباشد . در بلوچستان ايران جائى كه رشته‌هاى جبال همواره به موازات ساحل و بيشتر امتداد شرقى و غربى دارد در آنجا هم ارتباط با دريا مشكل است و در شمال اين ولايت دور دست ناحيهء سيستان واقع است كه بمنزلهء دلتاى هلمند مىباشد . در آنجا كوه خشكى است معروف به كوه خواجه كه بالاى آن سراريل استين « 1 » در ضمن كشف خرابه ، كاشىهاى اولين معبد بودا كه در ايران بنا شده بود پيدا كرد . « 2 » چون بيشتر به طرف شمال برويم بيابانى ايران را از افغانستان جدا مىكند تا به هريرود برسيم و آن در نقطه‌اى است كه رود مزبور از مغرب بجانب شمال مىپيچد . قسمت سفلاى هريرود تا به تجن فاصل بين ايران و افغانستان است تا برسيم به تنگهء ذو الفقار كه در آنجا قلمرو امير خاتمه يافته و دو ستون سرحدى نقطه‌اى را نشان مىدهد كه در آن نقطه قريب سى سال قبل كميسيون سرحدى افغان و روس شروع به كار كرد . من آن دو ستون را از ساحل ايرانى رود سابق الذكر ديدم كه در آفتاب برق مىزد . تجن تا سرخس همه‌جا از سرحد ايران مىگذرد و سرخس در زاويهء شمال شرقى ايران واقع شده حتى مسافت آن بكلات نادرى كه كميسيون سابق الذكر از آنجا شروع شد چند ميل بيشتر نيست .
هامش
( 1 ) -SIR - AUREL - STEIN( 2 ) - سفر سوم اكتشافى در آسياى مركزى ، در ژورنالR , G , sاوت و سپتامبر 1916 ( مؤلف )
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 4 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى