حقّ را ، راست رفت براست و چپ نگاه نكرد تا به منزل « ثُمَّ دَنا » رسيد بر بساط « فَتَدَلَّى » قدم نهاد بقاب قوسين قرب بر رفته بر متكاء عزّت « أَوْ أَدْنى » تكيه زده بمشاهدت رسيده شراب چشيده راز شنيده دوست ديده .
دردى كه من از عشق تو كردم حاصل
دل داند و من دانم و من دانم و دل
« ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى » 8 ابو الفتوح : 1 - ابن عبّاس و حسن و قتاده گفتند :
يعنى جبرئيل نزديك شد و وحى بمحمّد فرود آورد و به آن حضرت چنان نزديك شد كه به اندازه ى فاصله ى كمان بود 2 - دگران گفتند : جمله پس و پيش است و چنين است « تدلَّى فدنا » چون اصل تدلى فرود آمدن است براى نزديك شدن و مشتق است از « ادلى الدّلو » يعنى دلو را بچاه پائين كرد 3 - يعنى نزديك شد رحمت خداوند بمحمّد 4 - مجاهد گفت : يعنى جبرئيل برحمت حقّ نزديك شد 5 - بعضى ديگر گفتند : يعنى محمّد بساق عرش نزديك شد و براى سجود به حقّ سرازير شد 6 - يعنى بساق عرش نزديك شد و پايش جاى ماندن نداشت بسرا پرده هاى عرش در آويخت .
« فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ » 9 مجمع : 1 - يعنى ميان جبرئيل و پيغمبر باندازهء قاب قوسين بود و جهت آوردن اين گونه جمله بر رسم سخن عرب است 2 - عبد اللَّه مسعود گفته است : يعنى فاصله به اندازه ى دوارش بود ، و به اين معنى قاب - قوسين اندازه ى دو مقياس است . و ابن سكّيت گفته است : عرب براى اندازه گيرى مىگويد : قاس يقوس قوسا .
حسينى : « دَنا » اشاره است به حالت نفس پيغمبر و « فَتَدَلَّى » اشاره به دل مقدّس او است . « قابَ قَوْسَيْنِ » مقام روح او است و « أَوْ أَدْنى » مرتبه ى سرّ آن حضرت است كه نفس او در خدمت بود و دل در منزل محبّت و روحش در مقام قربت و سرّ او در مرتبه ى مشاهدت . نظم :
خيمه برون زد ز حدود و جهات
پرده ى او شد تتق نور ذات