و بخنداند
44 و زنده كند و بمرگ رساند
45 و دو جفت نر و ماده
46 از نطفه ى از نر جدا شده آفريد
47 و بر او است كه جهان ديگر كند و مردمان به محشر آورد
48 و همو است كه بى نياز كرد و سرمايه داد
49 و آفريننده ى ستارهء شعرى است [ و ( مرزم الجوزا ) كه شما خداى خود دانيد و مىپرستيد ]
50 و نيز او است كه قبيله ى عاد ديرين نابود كرد
51 و ثمود را بجاى نگذارد
52 و گروه نوح نيست كرد كه زين پيش ستمگرى و سركشىشان بيشتر بود
53 و هم آبادانى مردم لوط سرنگون كرد
54 و چه سخت آزارى فراگيرشان شد . پس [ شما كه آسوده هستيد از چه دو دل باشيد ]
55 و بكدام نعمت خداوند بشكّ هستيد
56 با اينكه اين رهبر شما بيمآورى است چون بيم آوران و پيغمبران گذشته [ و البته گفتار همگى ايشان درست است و ]
57 رستاخيز نزديك است
58 و جز خدا كس نتواند كه نمودارش كند
59 چرا شما ز قرآن شگفت آوريد
60 و مىخنديد و بر سر انجام بد خود گريه نمىكنيد
61 و گردنفرازى مىكنيد ؟
62 پس [ بر شما است كه ] به خداوند سجده كنيد و او را بپرستيد .
سخن مفسرين : ابو الفتوح : اين سوره مكّى است ، و به حساب قارىهاى كوفه شصت و دو ، و به حساب قارىهاى مدينه و بصره شصت آيه است و جمله به مكّه آمده است .
مجمع : قارىها در سه جمله اختلاف كردهاند كه آخر آيه شمردهاند كوفيها « مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » را آخر دانستهاند و شاميها « عَنْ مَنْ تَوَلَّى » را آخر آيه دانستهاند . و غير شامى « الْحَياةَ الدُّنْيا » را آخر دانستهاند ، و به اين حساب مجموع آيات 61 آيه است . و بگفته ى حسن بصرى آيت « الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ - الخ » بمدينه نازل شده است و بقيّه بمكّه .
« وَالنَّجْمِ إِذا هَوى » 1 طبرى : 1 - مجاهد گفت : يعنى سوگند بستارهء ثريّا آنگاه كه بسپيدى صبح غروب كند . 2 - يعنى سوگند بآنگاه كه قرآن نازل شد .
3 - بعضى از مردم بصره كه آشناى به زبان عرب بوده است گفته است : كلمه ى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 96
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٩٦