نجم مفرد است و مقصود جمع است يعنى سوگند بغروب ستارگان .
كشف : بعضى گفتهاند : يعنى قسم بستاره ها كه از هول قيامت فرو ريزند .
امام صادق ( ع ) گفت : يعنى قسم بمحمّد كه شب معراج از آسمان فرود آمد . و گفتهاند :
نجم بمعنى گياه است يعنى : سوگند بگياه كه بر زمين افتد . و تأويل ديگر ممكن است كه مقصود از نجم عالم و شهيد و نماز گزار باشد يعنى سوگند بنمازگزارى كه به سجده رود و يا شهيدى كه كشته شود و بر زمين بيفتد و يا عالمى كه بميرد .
« عَلَّمَه شَدِيدُ الْقُوى » 5 ابو الفتوح : مقصود از شديد القوى جبرئيل است .
« ذُو مِرَّةٍ » 6 مجمع : 1 - يعنى داراى نيرو 2 - داراى خوى خوب .
3 - تندرست و بى مرض و آفت 4 - داراى توانائى رفت و آمد به هوا و بالا و پائين .
كشف : بعضى گفتهاند : مقصود از هر دو جمله حقّ تعالى است مثل « ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ » .
« فَاسْتَوى وَهُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلى » 7 طبرى : يعنى شديد القوى كه جبرئيل است راست و برابر شد با اينكه او و محمّد هر دو در افق أعلى بودند زيرا وقتى كه پيغمبر را به آسمان بردند در بالاترين مطلع و بر آمدگاه خورشيد كه مقصود از افق اعلى همان است با جبرئيل برابر شد . و بعضى گفتهاند : مقصود فقط جبرئيل است يعنى جبرئيل ببرترين افق شرقى بالا رفت و راست شد .
كشف نوشته : و گفتهاند : فاستوى صفت مصطفى است معنى آن است كه راست بايستاد بنفس در مجاهدت و بدل در مشاهدت ، بروح در مكاشفت ، بسرّ در ملاطفت ، راست بايستاد از امر ما قدم بيرون ننهاد و بنهى ما قدم در ننهاد و بى فرمان ما دم نزد . راست بايستاد مراد ما را هر چه مراد وى بود زير قدم آورد و مراد ما مراد او گشت و ما خود آن كرديم كه مراد وى بود . راست بايستاد در دوستى كه از دوست جز دوست نخواست ، راست بايستاد در نفس موافقت قلب را ، راست بايستاد قلب موافقت سرّ را ، راست بايستاد سرّ موافقت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٩٧