3 - مطلب درست اين است كه آنچه را پيغمبران بوحى در مىيابند با نيروى چهارم است و غير از حسّ و خيال و عقل است و آن را فؤاد مىنامند چنان كه در اين آيه است « ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى » و آنچه را فلاسفه گفتهاند نتيجه مىدهد كه وحى بدنبال خيالات پيغمبران فراهم مىشود ولى اينكه ما گفتيم نيروى انحصارى پيغمبران است كه در ديگران نيست .
طبرى : يعنى پيغمبر بدل خدا را ديد . قتادة گفته است : يعنى پيغمبر ( ص ) جبرئيل را ديد .
مجمع : « كذب » با تشديد ذال نيز خواندهاند ، بقرائت مشهور يعنى آنچه ديد دروغ نقل نكرد و به اين قرائت يعنى آنچه ديد دروغ نپنداشت كه راست و درست بود ، و حقيقت ديد . و حسن بصرى گفته است : يعنى پيغمبر عليه السّلام ملكوت خداوندى و مقدورات او را ديد .
حسينى نوشته : نظم :
كلام سرمدى بىنقل بشنيد
خداوند جهان را بى جهت ديد
در آن ديدن كه حيرت حاصلش بود
دلش در چشم و چشمش در دلش بود
« وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى » 13 طبرى : 1 - عايشه گفت : يعنى پيغمبر جبرئيل را به صورت اصلى خود او ديد و يك بار آنگاه كه به زمين آمد و برترين آفريدگان بود ميان زمين و آسمان . ابن مسعود گفت : يعنى جبرئيل را روى پارچه ى ابريشمين لطيفى ديد كه ميان آسمان و زمين را پر كرده بود 2 - عكرمه از ابن عباس نقل كرده است : يعنى نوبت ديگر پيغمبر خدا را بدل ديده بود .
مردى آنجا بعكرمه گفت مگر به قرآن نگفته است « لا تُدْرِكُه الأَبْصارُ - الخ » ؟ عكرمه بجواب گفت : تو آسمان را مگر نمىبينى ؟ گفت چرا او گفت : مگر همهء آسمان را مىبينى ؟ .
مجمع : جمله ى « فَتُمارُونَه » در آيت جلو بدون الف خوانده شده است كه بقرائت اول از « مراء » بمعنى جدال و بحث است يعنى چرا در آنچه محمّد