تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بايستى خدا از آفرينش استفاده كند و غرضى و سودى داشته باشد و اين خلاف است كه او بى نياز از همه چيز است 5 - معنى عبادت در اين آيه بزرگداشتن فرمان خدا است و مهربانى به آفريده هاى او و عبادات و احكام اديان در هر دورانى و سرزمينى جورى بوده است كه محور همه همان است كه گفتيم و گفته‌اند اگر لام بمعنى عاقبت باشد عبادت بمعنى معرفت است يعنى آفريدم كه مرا بشناسند چون از پيغمبر روايت شده است « كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق كي اعرف » يعنى گنجينه ى پوشيده اى بودم كه خواستم نمودار شوم و بشناسنم پس آفريده ها بيافريديم تا مرا بشناسند . تأويلات كاشانى : يعنى جنّ نفوس و انس ابدان يا ثقلين مشهور را نيافريدم مگر براى اينكه صفات و كمالاتم بر آنها نمودار شود و مرا بشناسند و سپس بپرستند كه پرستش به اندازه ى شناسائى است و آنكه نشناخت عبادت نكرد چه عبادت بى شناسائى نابود است . و مقصود اين است كه نيافريدم كه در پردهء پندار خود پرستى و صفات خويشتن بينى گرفتار باشند و آفريده هاى من را بپرستند و يا خود را خداى خلق دانند . روح البيان : يعقوب قارى « يعبدوني » با ياى آخر خوانده است يعنى من را بپرستند و عبادت رساتر است از عبوديت چون عبوديت اظهار تذلَّل و خوارى است و عبادت نهايت تذلَّل و خوارى است چون عبادت و پرستش در برابر كمال بخشش است . و بعضى بزرگان گفته‌اند : پرستش در نهاد آفريدگان سرشته است چون عبادت در لغت عرب بمعنى خوارى و ذلت است و اين عبادات به صورت مخصوص براى اين معين شده است كه ذلَّت فطرى را بفهمانند و براى آفريدگار خود به آن طور كه مشروع است خوارى و فروتنى خود را نمودار كنند . و معنى آفريدن براى پرستيدن اين است كه با كمال آمادگى آفريدگان و فراهمى عبادت براى آنها و مطلوب بودن اين عمل از آنها آفريده شده‌اند چون تفضّل خداوندى است و نمودار كمالى است از افعال حقّ ، و اگر اعتراض شود كه