خود ببرد و بر اخلاص خود تهمت نهد . اگر دولتى آيد در راه وى از فضل حقّ بيند و از حكم ازل نه از جهد و كردار خود . پير طريقت گفت : اى بارى به بر و هادى بكرم فرو ماندم در حيرت يكدم آن دم كدام است دمى كه نه حوا در آن گنجد نه آدم ، گر من آن دم بيابم چو من كسى است ؟
مجمع از امام صادق عليه السّلام نقل شده است يعنى بحجّ برويد .
و ابو الفتوح نوشته است : عمرو بن عثمان گفت : پناه با مكّه دهيد .
« لَكُمْ مِنْه نَذِيرٌ مُبِينٌ » 51 كشف : اين جمله تكرار شده است يا براى تأكيد و پا بر جا كردن بيم و تهديد است . و يا چنان كه گفتهاند اوّل براى ترساندن از گناه و نافرمانى است و دوّم براى شرك و انكار يكتا پرستى است .
« أتَواصَوْا بِه » 53 ابو الفتوح نوشته : بر سبيل تعجّب فرمود كه وصيت كردهاند يكدگر را به اين ؟ چنان كه ما گوئيم : زبان در دهن يكدگر كردهاند .
« فَتَوَلَّ عَنْهُمْ » 54 طبرى : مجاهد گفت : علىّ عليه السّلام بيرون آمدن عمامه اى از پارچه ى راه راه بر سر نهاده و پارچه اى سياه و چهار گوش بر خود پيچيده فرمود : چون اين آيه نازل شد ما اندوهناك شديم كه پيغمبر دستور دارد از ما رو گردان باشد تا اينكه اين آيت نازل شد « ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى - » الخ « .
كشف : گفتهاند اين آيه منسوخ است به اين آيه « بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ » « 1 » .
« وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى - الخ » 55 فخر : اين آيه مىفهماند پشت كردن به همه كس لازم نيست و دعوت همه فايده ندارد و از كافران رو گرداندن و بمؤمنين ياد آور شدن موجب وصول به مقصود است . و اين آيه چند معنى مىشود : 1 - يقين آنها استوارتر مىشود 2 - مؤمنين بعد از تو بواسطه ى نقل سخنان و يادآورى - هاى تو بهره مند مىشوند 3 - آنكه از ياد آوريهاى تو مؤمن شود سود از سخن تو برده كه بوسيله ى همين گفته ها مؤمن شده است .
هامش
( 1 ) آيهء « فَتَوَلَّ عَنْهُمْ » مربوط بكفّار مكّه است و آيهء « بَلِّغْ ما أُنْزِلَ » مربوط بمؤمنين و قول بنسخ نامربوط است . ( مصحح )