آورند . و اگر در قرآن جادو كار شيطان معرّفى شده است مىتوان آن را كنايه از مردم بد نهاد دانست چون اين گونه كسان منافق در چند جاى قرآن شيطان ناميده شدهاند « إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ . و شَياطِينَ الإِنْسِ وَالْجِنِّ » .
« مِنْ شَرِّ حاسِدٍ - الخ » 5 مجمع : چون حسود از حسد خود آسيبى به آدمى مىتواند برساند دستور رسيده كه به خدا پناه از او برد . و گفتهاند چون ممكن است از روان و چشم خود آسيب برساند اين آيه براى جلوگيرى از آن است .
فخر : ممكن است مقصود از شرّ حاسد گناه و سماجت او باشد در هنگام حسدش . و چون حسد بدترين بديها است با اينكه در اوّل از بدى هر آفريده ياد شده در پايان سوره نام حسد ياد شده است براى برترى آن در بدى .
سخن ما : چون درستى جهت نزول اين سوره معلوم نيست شايد جهت نزول اين باشد كه در برابر شور دل و نگرانى درونى آدمى آمده باشد كه چون او به بامداد از بستر بر خيزد و به انديشه ى ناسازگاريهاى زندگى رود سخت دل آزرده شود و هم به شامگاه كه روز به پايان رسيد و همه آرام گرفتند و او بهر - درى زد راهى باز نشد و نااميد است و اندوهناك و به بستر مىرود آغاز و انجام كار و نااميدى خود را به حقّ سپارد و به او پناهنده شود و بخصوص از كلمه ى « فلق » كه نمودارى و سفيدى روز بدل مىافتد نويد و اميد بيشتر براى چنين كس فراهم مىكند .
2 - جمله ى « ما خَلَقَ » شايد اشاره باشد كه نااميدى و نگرانى تا هر چه و از هر آفريده كه باشد پناهگاه آدمى آفريدگار است .
3 - آيت سوّم « مِنْ شَرِّ غاسِقٍ - الخ » بدنبال « ما خَلَقَ » كه معنى عام دارد و تيرگى را نيز مىفهماند شايد از اين روى آورده شده است كه تيرگى شب خود بيمآور است بخصوص براى آنكه انديشه اى بدل دارد و از گرفتاريهاى روز آزرده است و يا ترسو و ناتوان ، اين آيه راهنمائى مىكند كه در چنين هنگام اين گونه نگرانيها به ياد پروردگار و پناهنده ى او باشيد تا خاطر شما از پريشانى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 705
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٧٠٥