تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
است چون نادان بنادانى خود گمراه است و شيطان با او كارى ندارد و با عالم كار دارد كه گمراهش كند . فخر : اين تكرار براى نشان دادن ارزش آدمى است كه گويا خداوند خود را به اين گونه شناسانده است كه پروردگار و پادشاه و پرستيده ى آدميان است و براى همين است كه كتاب خود را بنام آدميان پايان داده است . آلوسى : چون در آيت پيش گفته شده است : پناه مىبريم بپادشاه مردم به اين دو كلمه روشن شده است كه نه چو ديگر پادشاهان است كه توان و چيرگى او به مردم به اندازه باشد كه او خداى مردم است و مرگ و زندگى و آفرينش آنها از او است و توان او پايان ندارد . تأويلات : كلمهء « إِله النَّاسِ » مىرساند حالت ماندگارى آدمى را پس از مرگ و نابودى . حسينى نوشته : در اين سوره پنج جا لفظ ناس واقع و معنى آن مكرّر نيست . مراد به اوّل اطفال هستند و معنى ربوبيّت دالّ بر آن و بثانى جوانان و لفظ ملك كه به قهر و سياست دليل باشد مشير است بر آن و بثالث پيران و اسم اللَّه كه مبنى است از طاعت و عبادت مناسب بر آن و به رابع صالحان كه وسواس مولع است بإغواى ايشان و به خامس مفسدان . « الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ » 4 طبرى : مجاهد گفت : يعنى ديو بر دل آدمى است كه اگر از خود و خدا غافل شد او وسوسه مىكند و چون به ياد حقّ بود خود را جمع مىكند و چون غافل شد خود را باز مىكند و بر دل چيره مىشود . أبو السعود : وسواس نام شيطان است چون كار او وسوسه است براى مبالغه به اين نام ناميده شده است كه گويا خود وسوسه است . تأويلات : چون در اين سوره به پيغمبر دستور داده شده است به ذات حقّ و إله پناهنده شود نه به صفات حقّ به معنى حديث منقول از پيغمبر نمودار مىشود كه فرمود : هر كه مرا بخواب بيند خطا نكرده و من را ديده است كه شيطان